| جمع | grummets |
grummet loop
حلقه گرومت
grummet strap
نوار گرومت
grummet hole
سوراخ گرومت
grummet fitting
اتصال گرومت
grummet eye
چشم گرومت
grummet pin
پین گرومت
grummet ring
حلقه گرومت
grummet anchor
لنگر گرومت
grummet toggle
سوییچ گرومت
grummet clamp
گیره گرومت
the sailor used a grummet to secure the sail.
ملوان از یک چفتک برای محکم کردن بادبان استفاده کرد.
make sure to check the grummet for any wear and tear.
مطمئن شوید چفتک را از نظر سایش و پارگی بررسی کنید.
he tied the rope with a grummet to prevent slipping.
او طناب را با یک چفتک بست تا از لغزش جلوگیری کند.
the grummet was essential for the boat's stability.
چفتک برای پایداری قایق ضروری بود.
she learned how to install a grummet properly.
او یاد گرفت که چگونه به درستی یک چفتک نصب کند.
using a grummet can enhance the performance of the rigging.
استفاده از چفتک می تواند عملکرد سخت افزار کشتی را بهبود بخشد.
the grummet kept the lines organized and tidy.
چفتک خطوط را مرتب و منظم نگه داشت.
he replaced the old grummet with a new one.
او چفتک قدیمی را با یک چفتک جدید جایگزین کرد.
she carefully examined the grummet before the race.
او قبل از مسابقه چفتک را با دقت بررسی کرد.
the grummet is a small but vital part of the equipment.
چفتک یک قطعه کوچک اما حیاتی از تجهیزات است.
grummet loop
حلقه گرومت
grummet strap
نوار گرومت
grummet hole
سوراخ گرومت
grummet fitting
اتصال گرومت
grummet eye
چشم گرومت
grummet pin
پین گرومت
grummet ring
حلقه گرومت
grummet anchor
لنگر گرومت
grummet toggle
سوییچ گرومت
grummet clamp
گیره گرومت
the sailor used a grummet to secure the sail.
ملوان از یک چفتک برای محکم کردن بادبان استفاده کرد.
make sure to check the grummet for any wear and tear.
مطمئن شوید چفتک را از نظر سایش و پارگی بررسی کنید.
he tied the rope with a grummet to prevent slipping.
او طناب را با یک چفتک بست تا از لغزش جلوگیری کند.
the grummet was essential for the boat's stability.
چفتک برای پایداری قایق ضروری بود.
she learned how to install a grummet properly.
او یاد گرفت که چگونه به درستی یک چفتک نصب کند.
using a grummet can enhance the performance of the rigging.
استفاده از چفتک می تواند عملکرد سخت افزار کشتی را بهبود بخشد.
the grummet kept the lines organized and tidy.
چفتک خطوط را مرتب و منظم نگه داشت.
he replaced the old grummet with a new one.
او چفتک قدیمی را با یک چفتک جدید جایگزین کرد.
she carefully examined the grummet before the race.
او قبل از مسابقه چفتک را با دقت بررسی کرد.
the grummet is a small but vital part of the equipment.
چفتک یک قطعه کوچک اما حیاتی از تجهیزات است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید