plug in
دربزدار
unplug
برداشتن از برق
power plug
دربزدار برق
plug socket
سوراخ دربزدار
pull the plug
حذف کردن
spark plug
شمع
plug and play
راهاندازی سریع
plug into
وارد کردن
plug flow
جریان دربزدار
rubber plug
دربزدار لاستیکی
plug valve
دربزدار شیر
plug up
پر کردن
plug wire
سیم دربزدار
blanking plug
دربزدار کور
plug gauge
گیج دوشاخه
plug and socket
دربزدار و سوکت
valve plug
دربزدار شیر
electric plug
دربزدار الکتریکی
hot plug
دربزدار داغ
glow plug
شمع گرمکننده
bottom plug
دربزدار زیرین
a plug in the back.
یک دوشاخه در پشت
put the plug in the socket
دوشاخه را در پریز قرار دهید
a plug for a bunghole in a cask.
یک دوشاخه برای سوراخ در بشکه
to plug a new product
برای معرفی یک محصول جدید
a plug-in graphics card.
کارت گرافیک اضافی
take a plug at ...
نگاهی به ... بیاندازید
alveoli that plug up with phlegm.
آلوئولهایی که با خلط پر میشوند.
The guitar plugs into this amplifier.
گیتار به این آمپلی فایر متصل میشود.
a power drill that plugs in.
یک دریل برقی که به پریز وصل میشود.
Use this wad of cloth to plug the barrel.
از این تکه پارچه برای درپوش کردن لوله استفاده کنید.
He put the electric plug into the socket.
او دوشاخه برق را در پریز قرار داد.
somewhere in the pipes there is a plug of ice blocking the flow.
در جایی در داخل لوله ها، یک تکه یخ وجود دارد که جریان را مسدود می کند.
the new sanctions are meant to plug the gaps in the trade embargo.
مجازاتهای جدید برای پر کردن شکافهای تحریم تجاری طراحی شدهاند.
we plug into the research facilities available at the institute.
ما به امکانات تحقیقاتی موجود در موسسه متصل می شویم.
the plugs will trip as soon as any change in current is detected.
به محض تشخیص هرگونه تغییر در جریان، دوشاخه ها جدا خواهند شد.
she unreeled the plug from her headset.
او دوشاخه را از هدفون خود بیرون کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید