grunts

[ایالات متحده]/ɡrʌnts/
[بریتانیا]/ɡrʌnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (از خوک‌ها و غیره) خرخر کردن؛ صدای مشابهی تولید کردن؛ زمزمه کردن؛ خرخر کردن (شکل سوم شخص مفرد)؛ زمزمه کردن؛ خرخر کردن (شکل سوم شخص مفرد)
n. خوک وحشی؛ زمزمه (جمع خرخر)

عبارات و ترکیب‌ها

heavy grunts

نفس نفس های سنگین

loud grunts

نفس نفس های بلند

animal grunts

نفس نفس های حیوانات

grunts of pain

نفس نفس های درد

grunts of effort

نفس نفس های تلاش

grunts and groans

نفس نفس ها و آه ها

grunts of approval

نفس نفس های تایید

grunts and snorts

نفس نفس ها و خس خس ها

grunts of frustration

نفس نفس های ناامیدی

grunts of encouragement

نفس نفس های تشویق

جملات نمونه

the dog grunts when it is happy.

سگ وقتی خوشحال است غرغر می‌کند.

he grunts in frustration when he can't find his keys.

او در ناامیدی غرغر می‌کند وقتی نمی‌تواند کلیدهایش را پیدا کند.

she grunts as she lifts the heavy box.

او در حالی که جعبه سنگین را بلند می‌کند غرغر می‌کند.

the old man grunts while sitting down on the bench.

مرد پیر در حالی که روی نیمکت می‌نشیند غرغر می‌کند.

the pig grunts contentedly in the mud.

خوک با رضایت در گل غرغر می‌کند.

he grunts to show his agreement.

او غرغر می‌کند تا نشان دهد که با او موافق است.

she grunts when she is lifting weights at the gym.

او در حالی که در باشگاه وزنه می‌زند غرغر می‌کند.

the toddler grunts when he wants something.

کودک خردسال وقتی چیزی می‌خواهد غرغر می‌کند.

he grunts loudly during his workout.

او در طول تمرینش با صدای بلند غرغر می‌کند.

the horse grunts softly while eating.

اسب در حالی که غذا می‌خورد به آرامی غرغر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید