heavy grunts
نفس نفس های سنگین
loud grunts
نفس نفس های بلند
animal grunts
نفس نفس های حیوانات
grunts of pain
نفس نفس های درد
grunts of effort
نفس نفس های تلاش
grunts and groans
نفس نفس ها و آه ها
grunts of approval
نفس نفس های تایید
grunts and snorts
نفس نفس ها و خس خس ها
grunts of frustration
نفس نفس های ناامیدی
grunts of encouragement
نفس نفس های تشویق
the dog grunts when it is happy.
سگ وقتی خوشحال است غرغر میکند.
he grunts in frustration when he can't find his keys.
او در ناامیدی غرغر میکند وقتی نمیتواند کلیدهایش را پیدا کند.
she grunts as she lifts the heavy box.
او در حالی که جعبه سنگین را بلند میکند غرغر میکند.
the old man grunts while sitting down on the bench.
مرد پیر در حالی که روی نیمکت مینشیند غرغر میکند.
the pig grunts contentedly in the mud.
خوک با رضایت در گل غرغر میکند.
he grunts to show his agreement.
او غرغر میکند تا نشان دهد که با او موافق است.
she grunts when she is lifting weights at the gym.
او در حالی که در باشگاه وزنه میزند غرغر میکند.
the toddler grunts when he wants something.
کودک خردسال وقتی چیزی میخواهد غرغر میکند.
he grunts loudly during his workout.
او در طول تمرینش با صدای بلند غرغر میکند.
the horse grunts softly while eating.
اسب در حالی که غذا میخورد به آرامی غرغر میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید