moans

[ایالات متحده]/[mɔːn]/
[بریتانیا]/[moʊn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای تولید یک صدای عمیق، معمولاً آرام که بیانگر درد یا لذت است؛ برای شکایت یا ابراز نارضایتی، اغلب به روشی ناله کننده.
n. صدایی که بیانگر درد یا لذت است؛ شکایتی یا ابراز نارضایتی.

عبارات و ترکیب‌ها

hears moans

شنیدن آه و ناله

soft moans

آه و ناله های آرام

moaned softly

به آرامی ناله کرد

moaning crowd

جمعیت ناله کننده

hears moaning

شنیدن آه و ناله

filled with moans

پر از آه و ناله

moans of pain

آه های درد

moaned loudly

بلند ناله کرد

hearing moans

شنیدن آه و ناله

deep moans

آه و ناله های عمیق

جملات نمونه

the audience moans in disappointment after the singer misses a note.

مخاطبان از اینکه خواننده یک نت را جا می‌گذارد، با نارضایتی آه می‌کشند.

he moans with pain as he tries to lift the heavy box.

او در حالی که سعی می‌کند جعبه سنگین را بلند کند، با درد آه می‌کشد.

the old house moans under the force of the strong wind.

خانه قدیمی در برابر فشار بادهای شدید آه می‌کشد.

she moaned softly as she drifted off to sleep.

او در حالی که به خواب می‌رفت، به آرامی آه می‌کشید.

the patient moans in agony from the abdominal pain.

بیمار از درد شکمی با رنج آه می‌کشد.

the film elicited moans of boredom from the audience.

فیلم باعث آه و ناله خستگی از مخاطبان شد.

he moaned about the unfairness of the situation.

او در مورد ناعادلانگی وضعیت آه می‌کرد.

the engine moans under the strain of climbing the hill.

موتور در حالی که از تپه بالا می‌رود، در برابر فشار آه می‌کشد.

the ship moans as it battles against the rough seas.

کشتی در حالی که با دریاهای خشن مبارزه می‌کند، آه می‌کشد.

she moaned with pleasure as she received the good news.

او با خوشحالی آه کشید، زیرا خبر خوبی دریافت کرد.

the old pipes moan under the pressure of the water.

لوله های قدیمی در برابر فشار آب آه می کشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید