hears moans
شنیدن آه و ناله
soft moans
آه و ناله های آرام
moaned softly
به آرامی ناله کرد
moaning crowd
جمعیت ناله کننده
hears moaning
شنیدن آه و ناله
filled with moans
پر از آه و ناله
moans of pain
آه های درد
moaned loudly
بلند ناله کرد
hearing moans
شنیدن آه و ناله
deep moans
آه و ناله های عمیق
the audience moans in disappointment after the singer misses a note.
مخاطبان از اینکه خواننده یک نت را جا میگذارد، با نارضایتی آه میکشند.
he moans with pain as he tries to lift the heavy box.
او در حالی که سعی میکند جعبه سنگین را بلند کند، با درد آه میکشد.
the old house moans under the force of the strong wind.
خانه قدیمی در برابر فشار بادهای شدید آه میکشد.
she moaned softly as she drifted off to sleep.
او در حالی که به خواب میرفت، به آرامی آه میکشید.
the patient moans in agony from the abdominal pain.
بیمار از درد شکمی با رنج آه میکشد.
the film elicited moans of boredom from the audience.
فیلم باعث آه و ناله خستگی از مخاطبان شد.
he moaned about the unfairness of the situation.
او در مورد ناعادلانگی وضعیت آه میکرد.
the engine moans under the strain of climbing the hill.
موتور در حالی که از تپه بالا میرود، در برابر فشار آه میکشد.
the ship moans as it battles against the rough seas.
کشتی در حالی که با دریاهای خشن مبارزه میکند، آه میکشد.
she moaned with pleasure as she received the good news.
او با خوشحالی آه کشید، زیرا خبر خوبی دریافت کرد.
the old pipes moan under the pressure of the water.
لوله های قدیمی در برابر فشار آب آه می کشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید