he utters
او ادا میکند
she utters
او ادا میکند
it utters
آن ادا میکند
they utter
آنها ادا میکنند
often utters
اغراقآمیز ادا میکند
frequently utters
به طور مکرر ادا میکند
never utters
هرگز ادا نمیکند
quietly utters
به آرامی ادا میکند
softly utters
به ملایمت ادا میکند
gently utters
به آرامی ادا میکند
the child utters a joyful laugh when playing.
کودک با خوشحالی هنگام بازی میخندد.
she utters words of encouragement to her friend.
او کلماتی دلگرم کننده به دوستش میگوید.
he often utters profound thoughts during discussions.
او اغلب در طول بحثها افکار عمیقی را بیان میکند.
the artist utters her emotions through her paintings.
هنرمند احساسات خود را از طریق نقاشیهایش بیان میکند.
during the ceremony, he utters a heartfelt speech.
در طول مراسم، او یک سخنرانی صمیمانه ایراد میگذارد.
the teacher utters instructions clearly for the students.
معلم دستورالعملها را به وضوح برای دانشآموزان بیان میکند.
as the sun sets, she utters a soft sigh of contentment.
همانطور که خورشید غروب میکند، او آهی از رضایت بیان میکند.
he utters a warning to the hikers about the storm.
او به کوهنوردان درباره طوفان هشدار میدهد.
she utters a prayer for peace before the meal.
او قبل از غذا برای صلح دعا میکند.
the poet utters his verses with great passion.
شاعر با شور و اشتیاق شعر خود را بیان میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید