guardhouse

[ایالات متحده]/ˈɡɑːdhaʊs/
[بریتانیا]/ˈɡɑrdhaʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختمانی که توسط نگهبانان یا پاسداران استفاده می‌شود؛ اتاقی برای نگهداری زندانیان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

guardhouse duty

وظیفه نگهدارخانه

guardhouse security

امنیت نگهدارخانه

guardhouse entry

ورودی نگهدارخانه

guardhouse personnel

پرسنل نگهدارخانه

guardhouse access

دسترسی به نگهدارخانه

guardhouse patrol

گشت نگهدارخانه

guardhouse operations

عملیات نگهدارخانه

guardhouse logs

ثبت‌نام‌های نگهدارخانه

guardhouse watch

نگهبانی نگهدارخانه

guardhouse report

گزارش نگهدارخانه

جملات نمونه

the guardhouse is located at the entrance of the park.

سرای نگهبانی در ورودی پارک واقع شده است.

we need to check in at the guardhouse before entering the facility.

ما باید قبل از ورود به امکانات در سرای نگهبانی ثبت نام کنیم.

the guardhouse was built to enhance security in the area.

سرای نگهبانی برای افزایش امنیت در این منطقه ساخته شده است.

he works as a guard at the local guardhouse.

او به عنوان نگهبان در سرای نگهبانی محلی کار می کند.

the guardhouse is equipped with surveillance cameras.

سرای نگهبانی مجهز به دوربین های مداربسته است.

visitors must present id at the guardhouse.

بازدیدکنندگان باید کارت شناسایی خود را در سرای نگهبانی ارائه دهند.

the guardhouse has a clear view of the entire parking lot.

سرای نگهبانی نمای واضحی از کل پارکینگ دارد.

after hours, the guardhouse remains locked for security.

پس از ساعات کاری، سرای نگهبانی برای امنیت قفل می ماند.

she waited at the guardhouse for her friend to arrive.

او منتظر رسیدن دوستش در سرای نگهبانی ماند.

the guardhouse provides shelter for the security staff.

سرای نگهبانی سرپناهی برای کارکنان امنیتی فراهم می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید