gudgeon fish
ماهی گودئون
gudgeon hook
قلاب گودئون
gudgeon bait
طعمه گودئون
gudgeon pond
گودئون در آبگیر
gudgeon fishing
ماهیگیری گودئون
gudgeon species
گونههای گودئون
gudgeon size
اندازه گودئون
gudgeon habitat
زیستگاه گودئون
gudgeon river
گودئون رودخانه
gudgeon catch
گودئون صید
the fisherman caught a small gudgeon in the river.
ماهیگیر یک گودئون کوچک در رودخانه صید کرد.
gudgeon is often used as bait for larger fish.
گودئون اغلب به عنوان طعمه برای ماهی های بزرگتر استفاده می شود.
he always talks about his gudgeon fishing adventures.
او همیشه در مورد ماجراهای صید گودئون خود صحبت می کند.
gudgeon can be found in freshwater lakes and streams.
گودئون را می توان در دریاچه ها و نهر های آب شیرین یافت.
they released the gudgeon back into the water.
آنها گودئون را دوباره به آب بازگرداندند.
we had a gudgeon dish at the local restaurant.
ما یک غذای گودئون در رستوران محلی داشتیم.
children enjoy watching gudgeon swim in the aquarium.
کودکان از تماشای شنای گودئون در آکواریوم لذت می برند.
he has a collection of gudgeon fishing gear.
او مجموعه ای از وسایل ماهیگیری گودئون دارد.
the gudgeon is a popular fish among anglers.
گودئون در بین ماهیگیران یک ماهی محبوب است.
she learned to identify different species of gudgeon.
او یاد گرفت گونه های مختلف گودئون را شناسایی کند.
gudgeon fish
ماهی گودئون
gudgeon hook
قلاب گودئون
gudgeon bait
طعمه گودئون
gudgeon pond
گودئون در آبگیر
gudgeon fishing
ماهیگیری گودئون
gudgeon species
گونههای گودئون
gudgeon size
اندازه گودئون
gudgeon habitat
زیستگاه گودئون
gudgeon river
گودئون رودخانه
gudgeon catch
گودئون صید
the fisherman caught a small gudgeon in the river.
ماهیگیر یک گودئون کوچک در رودخانه صید کرد.
gudgeon is often used as bait for larger fish.
گودئون اغلب به عنوان طعمه برای ماهی های بزرگتر استفاده می شود.
he always talks about his gudgeon fishing adventures.
او همیشه در مورد ماجراهای صید گودئون خود صحبت می کند.
gudgeon can be found in freshwater lakes and streams.
گودئون را می توان در دریاچه ها و نهر های آب شیرین یافت.
they released the gudgeon back into the water.
آنها گودئون را دوباره به آب بازگرداندند.
we had a gudgeon dish at the local restaurant.
ما یک غذای گودئون در رستوران محلی داشتیم.
children enjoy watching gudgeon swim in the aquarium.
کودکان از تماشای شنای گودئون در آکواریوم لذت می برند.
he has a collection of gudgeon fishing gear.
او مجموعه ای از وسایل ماهیگیری گودئون دارد.
the gudgeon is a popular fish among anglers.
گودئون در بین ماهیگیران یک ماهی محبوب است.
she learned to identify different species of gudgeon.
او یاد گرفت گونه های مختلف گودئون را شناسایی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید