gudgeons

[ایالات متحده]/ˈɡʌdʒən/
[بریتانیا]/ˈɡʌdʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی طعمه یا شخصی که به راحتی فریب می‌خورد؛ شخصی که به راحتی فریب می‌خورد

عبارات و ترکیب‌ها

gudgeon fish

ماهی گودئون

gudgeon hook

قلاب گودئون

gudgeon bait

طعمه گودئون

gudgeon pond

گودئون در آبگیر

gudgeon fishing

ماهیگیری گودئون

gudgeon species

گونه‌های گودئون

gudgeon size

اندازه گودئون

gudgeon habitat

زیستگاه گودئون

gudgeon river

گودئون رودخانه

gudgeon catch

گودئون صید

جملات نمونه

the fisherman caught a small gudgeon in the river.

ماهیگیر یک گودئون کوچک در رودخانه صید کرد.

gudgeon is often used as bait for larger fish.

گودئون اغلب به عنوان طعمه برای ماهی های بزرگتر استفاده می شود.

he always talks about his gudgeon fishing adventures.

او همیشه در مورد ماجراهای صید گودئون خود صحبت می کند.

gudgeon can be found in freshwater lakes and streams.

گودئون را می توان در دریاچه ها و نهر های آب شیرین یافت.

they released the gudgeon back into the water.

آنها گودئون را دوباره به آب بازگرداندند.

we had a gudgeon dish at the local restaurant.

ما یک غذای گودئون در رستوران محلی داشتیم.

children enjoy watching gudgeon swim in the aquarium.

کودکان از تماشای شنای گودئون در آکواریوم لذت می برند.

he has a collection of gudgeon fishing gear.

او مجموعه ای از وسایل ماهیگیری گودئون دارد.

the gudgeon is a popular fish among anglers.

گودئون در بین ماهیگیران یک ماهی محبوب است.

she learned to identify different species of gudgeon.

او یاد گرفت گونه های مختلف گودئون را شناسایی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید