gulyass

[ایالات متحده]/ɡʊˈljæs/
[بریتانیا]/ɡʊˈljæs/

ترجمه

n. گوشت گوسفندی مجاری؛ یک غذای مجاری از گوشت گوسفندی مجاری؛ گوشت گوسفندی پخته شده؛ گوشت گوسفندی سرخ شده

جملات نمونه

the hungarian gulyass is famous worldwide for its rich flavor.

گولیاس مجارستانی به دلیل طعم غنی‌اش در سراسر جهان معروف است.

she learned to cook authentic gulyass from her grandmother.

او از پدربزرگش گولیاس اصیل را یاد گرفت.

the cold winter called for a hot bowl of gulyass soup.

زمستان سرد یک فنجان گرم گولیاس گرم را می‌خواست.

his gulyass recipe includes paprika and sour cream.

فرمول گولیاس او شامل فلفل قرمز و شیره ترش است.

the restaurant serves traditional gulyass with fresh bread.

رستوران گولیاس سنتی را با نان تازه سرved می‌کند.

thick and creamy gulyass warmed them on the cold evening.

گولیاس گуст و چرب آن‌ها را در شب سرد گرم کرد.

they simmered the gulyass slowly for hours.

آن‌ها گولیاس را به مدت ساعات در آب نرم می‌پزیدند.

the aroma of gulyass filled the kitchen.

بوی گولیاس کitchen را پر کرد.

she added potatoes to the gulyass to make it heartier.

او سیب‌زمینی را به گولیاس اضافه کرد تا آن را غنی‌تر کند.

their homemade gulyass was the highlight of the dinner party.

گولیاس خانگی آن‌ها برجسته‌ترین نکته شام‌خوری بود.

the gulyass was perfectly seasoned with hungarian spices.

گولیاس با به‌دست‌آوردن به‌طور کامل با مخلوط‌های مجارستانی مخلوط شده بود.

he ordered a steaming bowl of gulyass at the local cafe.

او یک فنجان گولیاس دم‌دار در کافه محلی سفارش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید