gumdrop

[ایالات متحده]/ˈɡʌm.drɒp/
[بریتانیا]/ˈɡʌm.drɑːp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی آبنبات جویدنی، معمولاً طعم میوه؛ نوعی آبنبات لاستیکی
Word Forms
جمعgumdrops

عبارات و ترکیب‌ها

gumdrop candy

شیرینی آب نبات

gumdrop tree

درخت آب نبات

gumdrop house

خانه آب نبات

gumdrop flavor

طعم آب نبات

gumdrop colors

رنگ‌های آب نبات

gumdrop fun

سرگرمی آب نبات

gumdrop party

جشن آب نبات

gumdrop treats

خوراکی‌های آب نبات

gumdrop world

جهان آب نبات

gumdrop delight

شادی آب نبات

جملات نمونه

she loves to eat a gumdrop after dinner.

او عاشق خوردن آدامس بعد از شام است.

the children were excited to see the gumdrop tree.

کودکان از دیدن درخت آدامسی هیجان‌زده بودند.

he gave her a gumdrop as a sweet gesture.

او به عنوان یک حرکت شیرین، آدامسی به او داد.

we used gumdrops to decorate the gingerbread house.

ما از آدامس برای تزئین خانه زنجبیلی استفاده کردیم.

the gumdrop flavors were a hit at the party.

طعم‌های آدامسی در مهمانی بسیار محبوب بودند.

there was a rainbow of gumdrop colors in the jar.

در شیشه طیف رنگی آدامس وجود داشت.

she chose a gumdrop from the candy bowl.

او یک آدامس از ظرف آبنبات انتخاب کرد.

gumdrops are often used in baking for decoration.

آدامس‌ها اغلب برای تزئین در پخت و پز استفاده می‌شوند.

he made a necklace out of gumdrops and string.

او یک گردنبند از آدامس و نخ درست کرد.

they planned a gumdrop-themed birthday party.

آنها یک مهمانی تولد با مضمون آدامسی برنامه ریزی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید