gumma

[ایالات متحده]/ˈɡʌmə/
[بریتانیا]/ˈɡʌmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تومور مرتبط با سیفلیس؛ رشد یا ضایعه گوماتوز
Word Forms
جمعgummata

عبارات و ترکیب‌ها

gumma tree

درخت گام

gumma resin

صمغ گام

gumma disease

بیماری گام

gumma formation

تشکیل گام

gumma infection

عفونت گام

gumma treatment

درمان گام

gumma symptoms

علائم گام

gumma removal

جراحی گام

gumma analysis

تجزیه و تحلیل گام

gumma culture

کشت گام

جملات نمونه

she chewed gumma while studying for her exams.

او در حالی که برای امتحانات خود مطالعه می‌کرد، آدامس می‌جوید.

the gumma flavor was too strong for my taste.

طعم آدامس برای من خیلی قوی بود.

he offered me a piece of gumma after lunch.

او بعد از ناهار یک تکه آدامس به من پیشنهاد داد.

gumma can help freshen your breath.

آدامس می‌تواند به تازه‌سازی نفس شما کمک کند.

kids love to blow bubbles with their gumma.

بچه ها عاشق این هستند که با آدامس خود حباب بدمند.

she always carries gumma in her bag.

او همیشه آدامس را در کیف خود حمل می‌کند.

he prefers mint-flavored gumma over fruity ones.

او ترجیح می‌دهد آدامس با طعم نعناع را نسبت به طعم‌های میوه‌ای انتخاب کند.

gumma can be a great way to relieve stress.

آدامس می‌تواند راهی عالی برای کاهش استرس باشد.

she was caught chewing gumma during the class.

او در حین کلاس در حال جویدن آدامس گرفته شد.

after dinner, i always like to have some gumma.

بعد از شام، من همیشه دوست دارم کمی آدامس بخورم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید