gummies

[ایالات متحده]/'gʌmɪ/
[بریتانیا]/'ɡʌmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. چسبناک، چسبنده، حاوی صمغ.

عبارات و ترکیب‌ها

gummy bears

خرس‌های گומי

gummy vitamins

ویتامین‌های گומי

sticky gummy

گومي چسبناک

chewy gummy

گومي جویدنی

جملات نمونه

I enjoy eating gummy bears as a snack

من عاشق خوردن خرس های گומי به عنوان میان وعده هستم

The gummy vitamins are easy to chew

ویتامین های گומי به راحتی قابل جویدن هستند

She bought a bag of gummy worms at the store

او یک کیسه کرم گומי از مغازه خرید

The gummy texture of the candy is satisfying

بافت گومی آبنبات بسیار خوشایند است

He has a sweet tooth for gummy candies

او دندان قندی برای آبنبات گومی دارد

The gummy texture made it difficult to chew

بافت گومی جویدن آن را دشوار کرد

Kids love the gummy texture of these sweets

بچه ها عاشق بافت گومی این شیرینی ها هستند

The gummy bears melted in the hot sun

خرس های گومی در آفتاب داغ آب شدند

She uses gummy worms as bait for fishing

او از کرم گومی به عنوان طعمه برای ماهیگیری استفاده می کند

The gummy candies stuck to his teeth

آبنبات های گومی به دندان هایش چسبیدند

نمونه‌های واقعی

I've got two special gummy bears you can have.

من دو خرس گומי ویژه دارم که می‌توانید آن‌ها را داشته باشید.

منبع: Modern Family - Season 07

And gummy worms, if they have 'em.

و کرم‌های گומי، اگر آن‌ها را داشته باشند.

منبع: Deadly Women

No, they don't sell gummy bears like these here.

نه، آن‌ها این نوع خرس‌های گומי را اینجا نمی‌فروشند.

منبع: Modern Family - Season 07

Oh its a gummy, I'll rock this.

اوه، این یک گومی است، من این را انجام می‌دهم.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

The stuff was eventually turned into gelatine for gummy sweets.

در نهایت این ماده به ژلاتین برای شیرینی‌های گومی تبدیل شد.

منبع: The Economist - Technology

Just maybe don't choose that bag of gummy bears.

فقط شاید آن کیسه خرس گומי را انتخاب نکنید.

منبع: Scishow Selected Series

Like gummy candy that comes off after the baby exits, Kendi actually stood up for the first time.

مانند آبنبات گומי که پس از خروج نوزاد جدا می‌شود، کندی در واقع برای اولین بار ایستاد.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

This silk is formed inside the spider's body as a gummy fluid.

این ابریشم به صورت یک مایع چسبناک در داخل بدن عنکبوت شکل می‌گیرد.

منبع: British Students' Science Reader

They do expect the gummy tradition to continue, just on a clean slate.

آن‌ها انتظار دارند این سنت گומי ادامه یابد، فقط با یک صفحه تمیز.

منبع: CNN Selected November 2015 Collection

So I buy a container of gummy multivitamins and place them on my nightstand.

بنابراین من یک ظرف مولتی ویتامین گומי می‌خرم و آن‌ها را روی میز کنار تختم قرار می‌دهم.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید