| جمع | gunboats |
The gunboat opened fire on the mainland.
ناو جنگی بر روی خشکی آتش گشود.
Our gunboats are ploughing the waves.
ناوهای جنگی ما در حال پیشروی بر روی امواج هستند.
he was picked up by a gunboat after ditching his plane in the Mediterranean.
او پس از فرود آمدن هواپیمایش در دریای مدیترانه توسط یک کشتی جنگی نجات یافت.
The gunboat was deployed to the region as a show of force.
ناو جنگی به عنوان یک نمایش قدرت در این منطقه مستقر شد.
The gunboat fired warning shots to deter the approaching enemy vessels.
ناو جنگی برای منصرف کردن کشتیهای دشمن در حال نزدیک شدن، شلیک هشدار داد.
The gunboat patrolled the river to ensure safe passage for merchant ships.
ناو جنگی برای اطمینان از عبور ایمن کشتیهای تجاری، رودخانه را گشت زنی کرد.
Gunboat diplomacy was used to intimidate the smaller nations.
از دیپلماسی ناو جنگی برای ترساندن کشورهای کوچکتر استفاده شد.
The gunboat was equipped with powerful cannons for naval warfare.
ناو جنگی مجهز به توپهای قدرتمند برای جنگهای دریایی بود.
The gunboat was instrumental in protecting the coastal waters from pirates.
ناو جنگی نقش مهمی در محافظت از آبهای ساحلی در برابر دزدان دریایی داشت.
The gunboat was dispatched to assist in the rescue operation after the tsunami.
ناو جنگی برای کمک به عملیات نجات پس از سونامی اعزام شد.
The gunboat was used to enforce a blockade against enemy ports.
از ناو جنگی برای اجرای محاصره بنادر دشمن استفاده شد.
The gunboat was a symbol of colonial power in the region.
ناو جنگی نمادی از قدرت استعماری در این منطقه بود.
The gunboat skirmished with enemy vessels in a fierce naval battle.
ناو جنگی در یک نبرد دریایی شدید با کشتیهای دشمن درگیر شد.
The gunboat opened fire on the mainland.
ناو جنگی بر روی خشکی آتش گشود.
Our gunboats are ploughing the waves.
ناوهای جنگی ما در حال پیشروی بر روی امواج هستند.
he was picked up by a gunboat after ditching his plane in the Mediterranean.
او پس از فرود آمدن هواپیمایش در دریای مدیترانه توسط یک کشتی جنگی نجات یافت.
The gunboat was deployed to the region as a show of force.
ناو جنگی به عنوان یک نمایش قدرت در این منطقه مستقر شد.
The gunboat fired warning shots to deter the approaching enemy vessels.
ناو جنگی برای منصرف کردن کشتیهای دشمن در حال نزدیک شدن، شلیک هشدار داد.
The gunboat patrolled the river to ensure safe passage for merchant ships.
ناو جنگی برای اطمینان از عبور ایمن کشتیهای تجاری، رودخانه را گشت زنی کرد.
Gunboat diplomacy was used to intimidate the smaller nations.
از دیپلماسی ناو جنگی برای ترساندن کشورهای کوچکتر استفاده شد.
The gunboat was equipped with powerful cannons for naval warfare.
ناو جنگی مجهز به توپهای قدرتمند برای جنگهای دریایی بود.
The gunboat was instrumental in protecting the coastal waters from pirates.
ناو جنگی نقش مهمی در محافظت از آبهای ساحلی در برابر دزدان دریایی داشت.
The gunboat was dispatched to assist in the rescue operation after the tsunami.
ناو جنگی برای کمک به عملیات نجات پس از سونامی اعزام شد.
The gunboat was used to enforce a blockade against enemy ports.
از ناو جنگی برای اجرای محاصره بنادر دشمن استفاده شد.
The gunboat was a symbol of colonial power in the region.
ناو جنگی نمادی از قدرت استعماری در این منطقه بود.
The gunboat skirmished with enemy vessels in a fierce naval battle.
ناو جنگی در یک نبرد دریایی شدید با کشتیهای دشمن درگیر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید