| جمع | gunsels |
the wealthy businessman kept a young gunsel by his side at all social events.
کارآفرین ثروتمند یک گونسل جوان را در تمام رویدادهای اجتماعی در کنار خود نگه می داشت.
she dismissed him as nothing more than a silly gunsel with no ambitions.
او او را تنها یک گونسل بیطمع و بیخرد دانست و از او چیزی بیشتر نمیگذارد.
the novel portrays the protagonist as a reluctant gunsel to a powerful crime boss.
رومان شخصیت اصلی را به عنوان یک گونسل ناخواسته از یک رهبر قدرتمند جنایی نشان میدهد.
his friends warned him about becoming a gunsel to someone who would use him.
دوستان او به او هشدار دادند که نباید به یک گونسل برای کسی تبدیل شود که او را استفاده خواهد کرد.
the older writer took the young poet under his wing as his gunsel and protégé.
نویسنده پیرتر جوان شاعر را زیر پرچم خود گرفت و به عنوان گونسل و شاگردش پذیرفت.
she refused to be treated as a gunsel, demanding equal respect in the relationship.
او از این که به عنوان یک گونسل در رابطه در نظر گرفته شود، انکار کرد و از احترام مساوی خواست.
the gangster's gunsel was always nearby, carrying his bag and handling errands.
گونسل gangster همیشه در نزدیکی او بود، کیف او را حمل می کرد و کارهای روزمره را مدیریت می کرد.
he started as a humble gunsel but eventually rose through the criminal ranks.
او از یک گونسل خشک و ساده شروع کرد اما در نهایت در رتبههای جنایی پیشرفت کرد.
the term "gunsel" originated in yiddish literature describing romantic companions.
واژه "گونسل" در ادبیات ییدیش از این رو به وجود آمد که رفاههای عاشقانه را توصیف میکرد.
some scholars argue the word has evolved to mean a devoted follower or lackey.
برخی دانشمندان میگویند که این کلمه به معنای پیرو ویا یک پاکر شده است.
the film depicts an unhealthy relationship between a powerful ceo and his gunsel.
فیلم رابطه نا سالمی بین یک سی ای اُو قدرتمند و گونسل او را نشان میدهد.
she was tired of playing the role of gunsel in his grand schemes and ambitions.
او خسته شده بود که در طرحهای بزرگ و آرزوهای او به عنوان یک گونسل بازی کند.
the wealthy businessman kept a young gunsel by his side at all social events.
کارآفرین ثروتمند یک گونسل جوان را در تمام رویدادهای اجتماعی در کنار خود نگه می داشت.
she dismissed him as nothing more than a silly gunsel with no ambitions.
او او را تنها یک گونسل بیطمع و بیخرد دانست و از او چیزی بیشتر نمیگذارد.
the novel portrays the protagonist as a reluctant gunsel to a powerful crime boss.
رومان شخصیت اصلی را به عنوان یک گونسل ناخواسته از یک رهبر قدرتمند جنایی نشان میدهد.
his friends warned him about becoming a gunsel to someone who would use him.
دوستان او به او هشدار دادند که نباید به یک گونسل برای کسی تبدیل شود که او را استفاده خواهد کرد.
the older writer took the young poet under his wing as his gunsel and protégé.
نویسنده پیرتر جوان شاعر را زیر پرچم خود گرفت و به عنوان گونسل و شاگردش پذیرفت.
she refused to be treated as a gunsel, demanding equal respect in the relationship.
او از این که به عنوان یک گونسل در رابطه در نظر گرفته شود، انکار کرد و از احترام مساوی خواست.
the gangster's gunsel was always nearby, carrying his bag and handling errands.
گونسل gangster همیشه در نزدیکی او بود، کیف او را حمل می کرد و کارهای روزمره را مدیریت می کرد.
he started as a humble gunsel but eventually rose through the criminal ranks.
او از یک گونسل خشک و ساده شروع کرد اما در نهایت در رتبههای جنایی پیشرفت کرد.
the term "gunsel" originated in yiddish literature describing romantic companions.
واژه "گونسل" در ادبیات ییدیش از این رو به وجود آمد که رفاههای عاشقانه را توصیف میکرد.
some scholars argue the word has evolved to mean a devoted follower or lackey.
برخی دانشمندان میگویند که این کلمه به معنای پیرو ویا یک پاکر شده است.
the film depicts an unhealthy relationship between a powerful ceo and his gunsel.
فیلم رابطه نا سالمی بین یک سی ای اُو قدرتمند و گونسل او را نشان میدهد.
she was tired of playing the role of gunsel in his grand schemes and ambitions.
او خسته شده بود که در طرحهای بزرگ و آرزوهای او به عنوان یک گونسل بازی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید