gusto

[ایالات متحده]/'gʌstəʊ/
[بریتانیا]/ˈɡʌsto/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشتیاق، لذت، خوشی
Word Forms
جمعgustoes

عبارات و ترکیب‌ها

with gusto

با اشتیاق

eat with gusto

با اشتیاق غذا بخور

perform with gusto

با اشتیاق اجرا کن

attack with gusto

با اشتیاق حمله کن

approach with gusto

با اشتیاق نزدیک شو

speak with gusto

با اشتیاق صحبت کن

work with gusto

با اشتیاق کار کن

exercise with gusto

با اشتیاق ورزش کن

جملات نمونه

a Falstaffian gusto for life.

اشتیاق زندگی به سبک فالستاف

telling a joke with gusto;

گفتن یک لطیفه با اشتیاق;

he had a particular gusto for those sort of performances.

او اشتیاق خاصی به این نوع اجراها داشت.

pulled on the cold beer with gusto; pull on a cigarette.

با اشتیاق آبجو سرد را نوشید؛ سیگار روشن کرد.

The orchestra played with a winning combination of gusto and precision.

ارکستر با ترکیبی برنده از اشتیاق و دقت اجرا کرد.

plying a knife and fork with gusto); the term also applies to the regular and diligent engagement in a task or pursuit (

استفاده از چاقو و چنگال با اشتیاق); این اصطلاح همچنین برای تعامل منظم و کوشا با یک کار یا تعقیب (

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید