gyppo

[ایالات متحده]/ˈɡɪpəʊ/
[بریتانیا]/ˈɡɪpoʊ/

ترجمه

adj. تقلبی
n. کارگر سیار؛ کارگر قطعه‌ای؛ کارگر موقت
v. تقلب کردن؛ کلاهبرداری کردن
Word Forms
جمعgyppos

عبارات و ترکیب‌ها

gyppo style

سبک گیپو

gyppo life

زندگی گیپو

gyppo crew

گروه گیپو

gyppo vibes

فضای گیپو

gyppo culture

فرهنگ گیپو

gyppo spirit

روح گیپو

gyppo zone

منطقه گیپو

gyppo dream

رویای گیپو

gyppo way

راه گیپو

gyppo adventure

ماجراجویی گیپو

جملات نمونه

he always calls me a gyppo when i try to save money.

او همیشه مرا یک خسیس صدا می‌کند وقتی سعی می‌کنم پول پس‌انداز کنم.

some people think being a gyppo is a lifestyle choice.

برخی افراد فکر می‌کنند که زندگی به سبک خسیس یک انتخاب سبک زندگی است.

she joked about being a gyppo for not spending on luxuries.

او شوخی کرد که به دلیل عدم هزینه برای کالاهای لوکس، یک خسیس است.

living like a gyppo can sometimes be liberating.

زندگی به سبک خسیس گاهی اوقات می‌تواند آزاد کننده باشد.

he embraced his gyppo ways and found happiness.

او روش‌های خسیس خود را پذیرفت و خوشحال شد.

some might see him as a gyppo, but he is just thrifty.

بعضی‌ها ممکن است او را یک خسیس ببینند، اما او فقط صرفه‌جوی است.

she prefers gyppo living because it simplifies her life.

او ترجیح می‌دهد به سبک خسیس زندگی کند زیرا زندگی‌اش را ساده می‌کند.

being called a gyppo didn't bother him at all.

صدا زدن او به عنوان یک خسیس اصلاً آزارش نمی‌داد.

he often shares tips on how to live like a gyppo.

او اغلب نکاتی در مورد نحوه زندگی به سبک خسیس به اشتراک می‌گذارد.

many people admire her for her gyppo mentality.

بسیاری از مردم او را به خاطر ذهنیت خسیسش تحسین می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید