gyrations

[ایالات متحده]/dʒaɪˈreɪʃənz/
[بریتانیا]/dʒaɪˈreɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرکات دایره‌ای یا حلزونی؛ عمل چرخش یا دوران

عبارات و ترکیب‌ها

rapid gyrations

چرخش سریع

gyrations of motion

چرخش‌های حرکت

gyrations increase

چرخش‌ها افزایش می‌یابند

gyrations continue

چرخش‌ها ادامه می‌یابند

gyrations observed

چرخش‌ها مشاهده می‌شوند

gyrations occur

چرخش‌ها رخ می‌دهند

gyrations stabilize

چرخش‌ها تثبیت می‌شوند

gyrations decrease

چرخش‌ها کاهش می‌یابند

gyrations analyzed

چرخش‌ها تجزیه و تحلیل می‌شوند

gyrations vary

چرخش‌ها متفاوت هستند

جملات نمونه

the dancer's gyrations captivated the audience.

رقص‌های رقصنده مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the planet's gyrations affect its climate.

چرخش‌های سیاره بر آب و هوای آن تأثیر می‌گذارد.

his gyrations on the dance floor were impressive.

چرخش‌های او در کف زمین رقص، چشمگیر بود.

the gyrations of the roller coaster thrilled the riders.

چرخش‌های قطار کوستر، مسافران را هیجان‌زده کرد.

she performed intricate gyrations during the performance.

او حرکات پیچیده و چرخشی را در طول اجرا انجام داد.

the gyrations of the stock market can be unpredictable.

چرخش‌های بازار سهام می‌تواند غیرقابل پیش‌بینی باشد.

his gyrations while trying to catch the ball were comical.

چرخش‌های او در حالی که سعی می‌کرد توپ را بگیرد، خنده‌دار بود.

the gyrations of the wind created beautiful patterns in the sand.

چرخش‌های باد الگوهای زیبا را در شن ایجاد کرد.

the gymnast's gyrations showcased her flexibility.

حرکات نمایشی ژیمناست، انعطاف‌پذیری او را نشان داد.

gyrations in the water created mesmerizing waves.

چرخش‌ها در آب، موج‌های مسحورکننده‌ای ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید