gyrator

[ایالات متحده]/ˈdʒaɪreɪtə/
[بریتانیا]/ˈdʒaɪreɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که سیگنال‌های الکتریکی را تبدیل می‌کند; عنصر چرخشی در سیستم‌های الکتریکی

عبارات و ترکیب‌ها

gyrator circuit

مدار ژیراتور

gyrator model

مدل ژیراتور

gyrator network

شبکه ژیراتور

gyrator device

دستگاه ژیراتور

gyrator configuration

پیکربندی ژیراتور

gyrator element

عنصر ژیراتور

gyrator topology

توپولوژی ژیراتور

gyrator system

سیستم ژیراتور

gyrator application

کاربرد ژیراتور

gyrator parameters

پارامترهای ژیراتور

جملات نمونه

the gyrator is an essential component in many electronic circuits.

جیراتور یک جزء ضروری در بسیاری از مدارهای الکترونیکی است.

engineers often use a gyrator to simulate inductance.

مهندسان اغلب از جیراتور برای شبیه‌سازی اندوکتانس استفاده می‌کنند.

a gyrator can help improve the efficiency of a power amplifier.

جیراتور می‌تواند به بهبود راندمان یک تقویت‌کننده توان کمک کند.

the concept of a gyrator was first introduced in the 1970s.

مفهوم جیراتور برای اولین بار در دهه 1970 معرفی شد.

in circuit design, a gyrator can replace a physical inductor.

در طراحی مدار، یک جیراتور می‌تواند جایگزین یک سلف فیزیکی شود.

the gyrator model simplifies the analysis of complex circuits.

مدل جیراتور تجزیه و تحلیل مدارهای پیچیده را ساده می‌کند.

using a gyrator can lead to more compact circuit designs.

استفاده از جیراتور می‌تواند منجر به طراحی مدارهای جمع و جورتر شود.

gyrators are commonly found in rf applications.

جیراتورها معمولاً در کاربردهای rf یافت می‌شوند.

understanding how a gyrator works is crucial for electrical engineers.

درک نحوه عملکرد جیراتور برای مهندسان برق بسیار مهم است.

the gyrator's ability to create virtual inductance is valuable.

توانایی جیراتور در ایجاد اندوکتانس مجازی ارزشمند است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید