fidget spinner
چرخک دست
spinner toy
اسباببازی اسپینر
a spinner of flax; a spinner of tall tales.
نساجی کتان؛ راوی داستانهای بلند.
..) MS spinners and similars (M.
..) MS spinners و موارد مشابه (M.
The cotton-planter of Carolina, and the woolgrower of Australia, have more interests in common with the spinner and weaver than with the corn grower.
کشتکننده پنبه کارولینای شمالی و پرورشکننده پشم استرالیا، بیشتر با نخپنیر و بافنده منافع مشترک دارند تا با کشتکننده ذرت.
She spun the spinner and waited for it to land on a color.
او چرخاننده را چرخاند و منتظر ماند تا روی رنگی قرار بگیرد.
The spinner on the fidget toy was mesmerizing to watch.
چرخاننده روی اسباب بازی اضطرابی تماشای آن مسحور کننده بود.
He used a spinner to choose the next player in the game.
او از یک چرخاننده برای انتخاب بازیکن بعدی در بازی استفاده کرد.
The spinner on the roulette wheel determined the winning number.
چرخاننده روی چرخ رولت، عدد برنده را تعیین کرد.
She flicked the spinner between her fingers skillfully.
او به طرز ماهرانه ای چرخاننده را بین انگشتانش چرخاند.
The spinner spun rapidly before slowing down and stopping.
چرخاننده به سرعت چرخید قبل از اینکه سرعتش کم شود و متوقف شود.
He attached a spinner to his keychain for easy access.
او یک چرخاننده به دسته کلید خود برای دسترسی آسان وصل کرد.
The spinner whirred softly as it spun in circles.
چرخاننده به آرامی وزوز کرد زیرا به صورت دایره ای چرخید.
She bought a new spinner to replace the old one that broke.
او یک چرخاننده جدید خرید تا جایگزین چرخاننده قدیمی شود که شکست.
The spinner landed on green, indicating a win for the player.
چرخاننده روی سبز قرار گرفت که نشان دهنده برد بازیکن بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید