hacks

[ایالات متحده]/hæks/
[بریتانیا]/hæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بریدن یا خرد کردن؛ به سختی یا به طور تصادفی لگد زدن؛ با یک وضعیت کنار آمدن یا کنار نیامدن؛ با سرعت متوسط سوار شدن
n. اسب‌ها برای سواری

عبارات و ترکیب‌ها

life hacks

ترفندهای زندگی

work hacks

ترفندهای کاری

study hacks

ترفندهای مطالعه

health hacks

ترفندهای سلامتی

travel hacks

ترفندهای سفر

money hacks

ترفندهای مالی

parenting hacks

ترفندهای فرزندپروری

cooking hacks

ترفندهای آشپزی

tech hacks

ترفندهای تکنولوژی

fitness hacks

ترفندهای تناسب اندام

جملات نمونه

he shared some life hacks to improve productivity.

او برخی از ترفندهای زندگی را برای بهبود بهره‌وری به اشتراک گذاشت.

many people look for hacks to save time in their daily routines.

بسیاری از مردم به دنبال ترفندهایی برای صرفه‌جویی در وقت خود در برنامه روزانه خود هستند.

she discovered some great cooking hacks online.

او برخی از ترفندهای آشپزی عالی را به صورت آنلاین کشف کرد.

tech hacks can make your devices run more smoothly.

ترفندهای فناوری می‌توانند باعث شوند دستگاه‌های شما روان‌تر کار کنند.

he often shares travel hacks with his friends.

او اغلب ترفندهای سفر را با دوستان خود به اشتراک می‌گذارد.

there are many hacks to help you study more effectively.

ترفندهای زیادی وجود دارد که به شما کمک می‌کند مؤثرتر مطالعه کنید.

she wrote a blog post about home organization hacks.

او در مورد ترفندهای سازماندهی خانه در یک وبلاگ نوشت.

using hacks can make your workout routine more enjoyable.

استفاده از ترفندها می‌تواند روتین تمرین شما را لذت‌بخش‌تر کند.

he learned some financial hacks to save money.

او برخی از ترفندهای مالی را برای صرفه‌جویی در پول یاد گرفت.

life hacks can help simplify complex tasks.

ترفندهای زندگی می‌توانند به ساده‌سازی وظایف پیچیده کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید