haem

[ایالات متحده]/hiːm/
[بریتانیا]/him/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنگدانه‌ای قرمز که حاوی آهن در خون است و اکسیژن را حمل می‌کند
Word Forms
جمعhaems

عبارات و ترکیب‌ها

haem iron

آهن هم

haemoglobin level

سطح هموگلوبین

haem synthesis

سنتز هم

haem group

گروه هم

haem metabolism

متابولیسم هم

haem deficiency

کمبود هم

haem pathway

مسیر هم

haem storage

ذخیره هم

haem analysis

تجزیه و تحلیل هم

haem disorders

اختلالات هم

جملات نمونه

haem is an important component of hemoglobin.

هِم یک جزء مهم هموگلوبین است.

iron is essential for the production of haem.

آهن برای تولید هِم ضروری است.

haem plays a crucial role in oxygen transport.

هِم نقش حیاتی در انتقال اکسیژن دارد.

deficiency of haem can lead to anemia.

کمبود هِم می‌تواند منجر به کم‌خونی شود.

haem synthesis occurs in the liver and bone marrow.

سنتز هِم در کبد و مغز استخوان رخ می‌دهد.

researchers study haem for its medical applications.

محققان هِم را به دلیل کاربردهای پزشکی آن مطالعه می‌کنند.

haem can be found in various animal tissues.

هِم را می‌توان در بافت‌های مختلف حیوانات یافت.

haemoglobin contains four haem groups.

هموگلوبین حاوی چهار گروه هِم است.

haem is involved in electron transfer processes.

هِم در فرآیندهای انتقال الکترون نقش دارد.

understanding haem is vital for biochemistry students.

درک هِم برای دانشجویان زیست‌شناسی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید