haemophile

[ایالات متحده]/ˈhiːməfaɪl/
[بریتانیا]/ˈhiməˌfaɪl/

ترجمه

n. شخصی با هموفیلی; باکتری مرتبط با هموفیلی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

haemophile treatment

درمان هموفیلی

haemophile care

مراقبت از هموفیلی

haemophile support

حمایت از هموفیلی

haemophile symptoms

علائم هموفیلی

haemophile diagnosis

تشخیص هموفیلی

haemophile management

مدیریت هموفیلی

haemophile awareness

آگاهی از هموفیلی

haemophile factors

عوامل هموفیلی

haemophile gene

ژن هموفیلی

haemophile complications

پیامدهای هموفیلی

جملات نمونه

he is a haemophile and requires special medical care.

او مبتلا به هموفیلی است و نیاز به مراقبت‌های پزشکی ویژه دارد.

haemophiles often face challenges during surgery.

افراد مبتلا به هموفیلی اغلب در طول جراحی با چالش‌هایی روبرو هستند.

proper treatment is crucial for haemophiles.

درمان مناسب برای افراد مبتلا به هموفیلی بسیار مهم است.

many haemophiles lead normal lives with proper management.

بسیاری از افراد مبتلا به هموفیلی با مدیریت مناسب زندگی عادی دارند.

support groups are vital for haemophiles and their families.

گروه‌های حمایتی برای افراد مبتلا به هموفیلی و خانواده‌هایشان بسیار مهم هستند.

haemophiles need to avoid certain activities to stay safe.

افراد مبتلا به هموفیلی باید از انجام برخی فعالیت‌ها برای حفظ سلامتی خود اجتناب کنند.

research is ongoing to find better treatments for haemophiles.

تحقیقات برای یافتن درمان‌های بهتر برای افراد مبتلا به هموفیلی ادامه دارد.

haemophiles must regularly monitor their health.

افراد مبتلا به هموفیلی باید به طور منظم وضعیت سلامتی خود را بررسی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید