haemothoraxes

[ایالات متحده]/hiːməʊˈθɔːræksiːz/
[بریتانیا]/hiˈmoʊθɔrˌæksɪz/

ترجمه

n. تجمع خون در حفره پلورال

عبارات و ترکیب‌ها

manage haemothoraxes

مدیریت هموتوراکس

diagnose haemothoraxes

تشخیص هموتوراکس

treat haemothoraxes

درمان هموتوراکس

detect haemothoraxes

تشخیص هموتوراکس

haemothoraxes complications

عوارض هموتوراکس

haemothoraxes risk

خطر هموتوراکس

haemothoraxes treatment

درمان هموتوراکس

haemothoraxes symptoms

علائم هموتوراکس

haemothoraxes causes

علت های هموتوراکس

haemothoraxes management

مدیریت هموتوراکس

جملات نمونه

haemothoraxes can lead to serious respiratory issues.

هماتومزها می‌توانند منجر به مشکلات جدی تنفسی شوند.

doctors often use imaging to diagnose haemothoraxes.

پزشکان اغلب از تصویربرداری برای تشخیص هماتومزها استفاده می‌کنند.

prompt treatment is essential for haemothoraxes.

درمان سریع برای هماتومزها ضروری است.

haemothoraxes may result from trauma or medical procedures.

هماتومزها ممکن است ناشی از ضربه یا روش‌های پزشکی باشند.

patients with haemothoraxes often experience chest pain.

بیماران مبتلا به هماتومزها اغلب درد قفسه سینه را تجربه می‌کنند.

haemothoraxes require careful monitoring and management.

هماتومزها نیاز به نظارت و مدیریت دقیق دارند.

in severe cases, haemothoraxes might necessitate surgery.

در موارد شدید، هماتومزها ممکن است نیاز به جراحی داشته باشند.

haemothoraxes can complicate existing lung conditions.

هماتومزها می‌توانند شرایط موجود ریه را پیچیده کنند.

diagnosis of haemothoraxes often involves a physical examination.

تشخیص هماتومزها اغلب شامل معاینه فیزیکی است.

haemothoraxes can be life-threatening if untreated.

هماتومزها در صورت عدم درمان می‌توانند تهدید کننده حیات باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید