hagbut

[ایالات متحده]/ˈhæɡbʌt/
[بریتانیا]/ˈhæɡbət/

ترجمه

n. یک سلاح گرم قدیمی، تفنگ چاشنی‌دار؛ تفنگ چاشنی‌دار
Word Forms
جمعhagbuts

عبارات و ترکیب‌ها

hagbut fishing

ماهیتراشی hagbut

hagbut season

فصل hagbut

hagbut rod

میله hagbut

hagbut bait

طعمه hagbut

hagbut catch

گرفتن hagbut

hagbut lure

طعمه اغوا کننده hagbut

hagbut tackle

تجهیزات hagbut

hagbut limit

محدودیت hagbut

hagbut guide

راهنمای hagbut

hagbut trip

سفر hagbut

جملات نمونه

he caught a hagbut while fishing.

او در حین ماهیگیری یک هاگبوت صید کرد.

the hagbut is known for its delicious taste.

هاگبوت به دلیل طعم خوشمزه‌اش معروف است.

many anglers prefer to use hagbut as bait.

بسیاری از ماهیگیران ترجیح می‌دهند از هاگبوت به عنوان طعمه استفاده کنند.

hagbut fishing requires special techniques.

ماهیگیری با هاگبوت نیاز به تکنیک‌های خاص دارد.

we learned about hagbut habitats during our trip.

ما در طول سفر خود در مورد زیستگاه‌های هاگبوت اطلاعاتی کسب کردیم.

hagbut can be found in both freshwater and saltwater.

هاگبوت را می‌توان هم در آب شیرین و هم در آب شور یافت.

he shared his tips for catching hagbut.

او نکات خود را برای صید هاگبوت به اشتراک گذاشت.

hagbut populations are increasing in this region.

جمعیت هاگبوت در این منطقه در حال افزایش است.

she cooked a delicious hagbut stew for dinner.

او برای شام یک غذای خوشمزه با هاگبوت پخت.

we saw a documentary about hagbut conservation efforts.

ما یک فیلم مستند در مورد تلاش‌های حفظ بقای هاگبوت دیدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید