haka

[ایالات متحده]/ˈhɑː.kə/
[بریتانیا]/ˈhɑː.kə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رقص جنگی سنتی مائوری؛ یک رقص تشریفاتی از مردم مائوری

عبارات و ترکیب‌ها

haka dance

رقص هاکا

haka performance

اجرای هاکا

haka tradition

آداب و رسوم هاکا

haka chant

اجرای آواز هاکا

haka warriors

جنگجویان هاکا

haka culture

فرهنگ هاکا

haka team

تیم هاکا

haka roots

ریشه‌های هاکا

haka spirit

روحیه هاکا

haka style

سبک هاکا

جملات نمونه

they performed a haka to honor their ancestors.

آنها برای ادای احترام به نیاکان خود، هاکا اجرا کردند.

the haka is a traditional maori dance.

هاکا یک رقص سنتی مائوری است.

before the match, the team did a haka to intimidate their opponents.

قبل از مسابقه، تیم هاکا اجرا کرد تا حریفان خود را بترساند.

learning the haka requires practice and coordination.

یادگیری هاکا نیاز به تمرین و هماهنگی دارد.

he taught the children how to perform the haka.

او به کودکان یاد داد که چگونه هاکا اجرا کنند.

the haka is often performed at cultural events.

هاکا اغلب در رویدادهای فرهنگی اجرا می شود.

she felt a sense of pride while doing the haka.

او در حالی که هاکا اجرا می کرد، احساس غرور کرد.

the haka showcases the strength and unity of the team.

هاکا قدرت و اتحاد تیم را نشان می دهد.

many sports teams have adopted the haka as a pre-game ritual.

بسیاری از تیم های ورزشی هاکا را به عنوان یک آیین پیش از مسابقه پذیرفته اند.

performing the haka can be a powerful emotional experience.

اجرای هاکا می تواند یک تجربه عاطفی قدرتمند باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید