the politician's speech was filled with halftruths designed to mislead voters.
خطبه سیاستمدار پر از نیمحقیقتهایی بود که به منظور ایجاد ابهام در میان انتخابکنندگان طراحی شده بود.
she told halftruths to avoid hurting her friend's feelings.
او نیمحقیقتهایی را گفت تا احساسات دوستش را آسیب نریزد.
the article exposed the company's halftruths about product safety.
این مقاله نیمحقیقتهای شرکت درباره ایمنی محصولات را آشکار کرد.
media often spreads halftruths that inflame public opinion.
رسانهها اغلب نیمحقیقتهایی را پخش میکنند که نظرات عمومی را تحریک میکنند.
his autobiography contains halftruths that glorify his past.
خودزندگینامهاش نیمحقیقتهایی را شامل میشود که گذشتهاش را تمجید میکند.
the witness's testimony included halftruths that contradicted the evidence.
گواهی که شاهد ارائه داد، نیمحقیقتهایی را شامل میشد که با شواهد در تضاد بود.
advertisements sometimes rely on halftruths to promote products.
گاهی تبلیغات از نیمحقیقتها برای ترویج محصولات استفاده میکنند.
children learn early that halftruths can be as harmful as complete lies.
کودکان به زودی یاد میگیرند که نیمحقیقتها میتوانند بههم.equalTo کذب کامل آسیبزا باشند.
the diplomat's statement was a carefully crafted series of halftruths.
اعلامیه دیپلمات، یک سری نیمحقیقتهایی بود که با دقت طراحی شده بود.
social media platforms struggle with the spread of halftruths and misinformation.
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی با پخش نیمحقیقتها و اطلاعات نادرست کار دشواری دارند.
the lawyer accused the opposing counsel of presenting halftruths to the jury.
دادگستر ادعا کرد که دفاع دیگر از نیمحقیقتها به قاضیها ارائه داده است.
her explanation was full of halftruths that didn't quite add up.
توضیحات او پر از نیمحقیقتهایی بود که بهطور کامل منطقی نبود.
the politician's speech was filled with halftruths designed to mislead voters.
خطبه سیاستمدار پر از نیمحقیقتهایی بود که به منظور ایجاد ابهام در میان انتخابکنندگان طراحی شده بود.
she told halftruths to avoid hurting her friend's feelings.
او نیمحقیقتهایی را گفت تا احساسات دوستش را آسیب نریزد.
the article exposed the company's halftruths about product safety.
این مقاله نیمحقیقتهای شرکت درباره ایمنی محصولات را آشکار کرد.
media often spreads halftruths that inflame public opinion.
رسانهها اغلب نیمحقیقتهایی را پخش میکنند که نظرات عمومی را تحریک میکنند.
his autobiography contains halftruths that glorify his past.
خودزندگینامهاش نیمحقیقتهایی را شامل میشود که گذشتهاش را تمجید میکند.
the witness's testimony included halftruths that contradicted the evidence.
گواهی که شاهد ارائه داد، نیمحقیقتهایی را شامل میشد که با شواهد در تضاد بود.
advertisements sometimes rely on halftruths to promote products.
گاهی تبلیغات از نیمحقیقتها برای ترویج محصولات استفاده میکنند.
children learn early that halftruths can be as harmful as complete lies.
کودکان به زودی یاد میگیرند که نیمحقیقتها میتوانند بههم.equalTo کذب کامل آسیبزا باشند.
the diplomat's statement was a carefully crafted series of halftruths.
اعلامیه دیپلمات، یک سری نیمحقیقتهایی بود که با دقت طراحی شده بود.
social media platforms struggle with the spread of halftruths and misinformation.
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی با پخش نیمحقیقتها و اطلاعات نادرست کار دشواری دارند.
the lawyer accused the opposing counsel of presenting halftruths to the jury.
دادگستر ادعا کرد که دفاع دیگر از نیمحقیقتها به قاضیها ارائه داده است.
her explanation was full of halftruths that didn't quite add up.
توضیحات او پر از نیمحقیقتهایی بود که بهطور کامل منطقی نبود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید