hypocrisy that nauseated me;
تهاجمی که من را منزجر کرد؛
An unerring faculty for detecting hypocrisy is one of her most useful attributes.
توانایی تشخیص ریاکاری به طور غیرقابل اغتشاش یکی از ویژگیهای مفید او است.
Dickens incarnated hypocrisy in his Uriah Heep.
دیکنز ریاکاری را در اوریا هیپ خود تجسم بخشید.
religion needs to be questioned for its negative attitudes, hypocrisy, and externalism.
باید برای نگرش های منفی، ریاکاری و جهان گرایی آن، دین را زیر سوال برد.
He criticized her for her hypocrisy in preaching honesty while lying herself.
او را به خاطر ریاکاریاش در موعظه صداقت در حالی که خودش دروغ میگفت، مورد انتقاد قرار داد.
The politician's hypocrisy was exposed when his private emails were leaked to the public.
ریاکاری سیاستمدار زمانی آشکار شد که ایمیلهای خصوصیاش در رسانهها منتشر شد.
She accused him of hypocrisy for claiming to support equality while discriminating against certain groups.
او او را به خاطر ریاکاری به دلیل ادعای حمایت از برابری در حالی که با گروه های خاصی تبعیض قائل می شد، متهم کرد.
The company's CEO was accused of hypocrisy for preaching environmental sustainability while the company continued to pollute the river.
مدیر عامل شرکت به خاطر ترویج پایداری محیط زیست در حالی که شرکت به آلوده کردن رودخانه ادامه می داد، متهم به ریاکاری شد.
His hypocrisy was evident when he condemned others for cheating while he himself was involved in fraudulent activities.
ریاکاری او زمانی آشکار شد که دیگران را به خاطر تقلب سرزنش می کرد، در حالی که خودش در فعالیت های متقلبانه ای دست داشت.
The celebrity's hypocrisy was revealed when photos of her smoking despite advocating for a healthy lifestyle surfaced online.
ریاکاری سلبریتی زمانی آشکار شد که تصاویری از او در حالی که سیگار می کشید، با وجود ترویج یک سبک زندگی سالم، در اینترنت منتشر شد.
The preacher's hypocrisy was exposed when he was caught engaging in immoral behavior behind closed doors.
ریاکاری واعظ زمانی آشکار شد که او را در حال انجام رفتارهای غیراخلاقی پشت درهای بسته دستگیر کردند.
She accused her friend of hypocrisy for criticizing her spending habits while splurging on luxury items herself.
او دوست خود را به خاطر ریاکاری به دلیل انتقاد از عادات خرج کردن او در حالی که خودش در خرید کالاهای لوکس هزینه می کرد، متهم کرد.
The company's hypocrisy was evident when they claimed to value employee well-being but implemented policies that led to high levels of stress.
ریاکاری شرکت زمانی آشکار شد که آنها ادعا کردند به رفاه کارکنان اهمیت می دهند، اما سیاست هایی را اجرا کردند که منجر به سطح بالایی از استرس شد.
The teacher's hypocrisy was revealed when he preached about the importance of honesty but was caught cheating on exams.
ریاکاری معلم زمانی آشکار شد که او در مورد اهمیت صداقت موعظه می کرد، اما در حال تقلب در امتحانات دستگیر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید