hallah

[ایالات متحده]/ˈhɑːlə/
[بریتانیا]/ˈhɑːlə/

ترجمه

n. (نان یهودی که در روز شنبه یا تعطیلات دیگر خورده می‌شود)
Word Forms
جمعhallahs

عبارات و ترکیب‌ها

hallah food

غذای هالا

hallah meat

گوشت هالا

hallah restaurant

رستوران هالا

hallah certification

گواهینامه هالا

hallah style

سبک هالا

hallah diet

رژیم غذایی هالا

hallah products

محصولات هالا

hallah market

بازار هالا

hallah cuisine

آشپزی هالا

hallah guidelines

دستورالعمل‌های هالا

جملات نمونه

hallah is a traditional dish in many cultures.

هالاه یک غذای سنتی در بسیاری از فرهنگ‌ها است.

we will hallah together at the celebration.

ما هالاه را در جشن با هم خواهیم داشت.

hallah can be made with various ingredients.

می‌توان هالاه را با مواد مختلف تهیه کرد.

they serve hallah at the community events.

آنها هالاه را در رویدادهای جامعه سرو می‌کنند.

making hallah requires some special techniques.

تهیه هالاه به تکنیک‌های خاصی نیاز دارد.

she learned to bake hallah from her grandmother.

او یاد گرفت که هالاه را از مادربزرگش بپزد.

hallah is often braided before baking.

اغلب قبل از پختن، هالاه بافته می‌شود.

many families have their own hallah recipes.

خانواده‌های زیادی دستورالعمل‌های خاص خود را برای هالاه دارند.

hallah is a symbol of joy and celebration.

هالاه نمادی از شادی و جشن است.

we enjoyed hallah during the festival.

ما از خوردن هالاه در طول جشنواره لذت بردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید