hallahs

[ایالات متحده]/ˈhɑːləs/
[بریتانیا]/ˈhɑːləz/

ترجمه

n. نان (یهودی) که در روز شنبه یا دیگر تعطیلات خورده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

call hallahs

تماس با هالاها

meet hallahs

دیدار با هالاها

find hallahs

پیدا کردن هالاها

trust hallahs

اعتماد به هالاها

join hallahs

پیوستن به هالاها

help hallahs

کمک به هالاها

support hallahs

حمایت از هالاها

visit hallahs

بازدید از هالاها

follow hallahs

دنبال کردن هالاها

invite hallahs

دعوت از هالاها

جملات نمونه

she often hallahs during family gatherings.

او اغلب در گردهمایی‌های خانوادگی هاله می‌کند.

they hallahs to celebrate their team's victory.

آنها برای جشن گرفتن پیروزی تیمشان هاله می‌کنند.

he loves to hallahs at concerts.

او عاشق هاله کردن در کنسرت‌هاست.

we could hear the hallahs from the street.

ما می‌توانستیم صدای هاله را از خیابان بشنویم.

hallahs erupted when the fireworks started.

با شروع آتش‌بازی، هاله به وجود آمد.

she joined the hallahs after the announcement.

او بعد از اعلامیه به هاله ها پیوست.

the crowd hallahs in excitement.

جمعیت با هیجان هاله می‌کند.

hallahs filled the air as they crossed the finish line.

هاله هوا را پر کرد وقتی از خط پایان عبور کردند.

everyone hallahs when the band plays their favorite song.

وقتی گروه آهنگ مورد علاقه آنها را می‌نوازد، همه هاله می‌کنند.

children hallahs with joy at the parade.

کودکان با شادی در رژه هاله می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید