hallucinogenics

[ایالات متحده]/hə,lu:sinə'dʒenik/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. موجب توهمات.

جملات نمونه

Any of several mildly euphoriant, intoxicating hallucinogenic drugs, such as ganja, hashish, or marijuana, prepared from various parts of this plant.

هر یک از چندین داروی توهم‌زا، مسکر و سرخوش‌کننده با درجه خفيف، مانند گنجا، حشیش یا ماری جوانا، که از بخش‌های مختلف این گیاه تهیه شده است.

Hallucinogenic drugs can alter a person's perception of reality.

داروهای توهم‌زا می‌توانند درک فرد از واقعیت را تغییر دهند.

Some plants contain hallucinogenic properties.

برخی از گیاهان دارای خواص توهم‌زا هستند.

The artist's work was inspired by hallucinogenic experiences.

آثار هنرمند از تجربیات توهم‌زا الهام گرفته بود.

Hallucinogenic mushrooms are illegal in many countries.

قارچ‌های توهم‌زا در بسیاری از کشورها غیرقانونی هستند.

The use of hallucinogenic substances can have serious consequences.

مصرف مواد توهم‌زا می‌تواند عواقب جدی داشته باشد.

There are ongoing studies on the effects of hallucinogenic drugs on the brain.

مطالعات مداومی در مورد اثرات داروهای توهم‌زا بر مغز در حال انجام است.

Hallucinogenic experiences can vary greatly from person to person.

تجربیات توهم‌زا می‌توانند به طور قابل توجهی از یک فرد به فرد دیگر متفاوت باشند.

Some people seek out hallucinogenic experiences for spiritual purposes.

برخی از افراد به دنبال تجربیات توهم‌زا برای اهداف معنوی هستند.

The use of hallucinogenic substances should be approached with caution.

مصرف مواد توهم‌زا باید با احتیاط انجام شود.

Hallucinogenic drugs have been used in certain cultural rituals for centuries.

داروهای توهم‌زا برای قرن‌ها در آیین‌های فرهنگی خاص مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید