mind-altering

[ایالات متحده]/[ˈmaɪnd ˈɔːltərɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈmaɪnd ˈɔːltərɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای قدرت برای تأثیرگذاری بر ذهن، به ویژه به روشی آزاردهنده یا گیج‌کننده؛ باعث ایجاد تغییر در ادراک، فکر یا خلق و خو.
v. (در مورد یک ماده) تأثیرگذاری بر ذهن، به ویژه به روشی آزاردهنده یا گیج‌کننده.

عبارات و ترکیب‌ها

mind-altering experience

تجربه‌ای که ذهن را تغییر می‌دهد

mind-altering drug

داروی تغییر‌دهنده ذهن

highly mind-altering

بسیار تغییر‌دهنده ذهن

mind-altering effects

اثرات تغییر‌دهنده ذهن

potentially mind-altering

می‌تواند ذهن را تغییر دهد

mind-altering substance

ماده‌ای که ذهن را تغییر می‌دهد

severely mind-altering

تغییر‌دهنده ذهن به شدت

mind-altering state

حالت تغییر‌دهنده ذهن

being mind-altering

بودن تغییر‌دهنده ذهن

جملات نمونه

the drug's mind-altering effects were a significant concern for researchers.

تاثیرات تغییر دهنده ذهن دارو مورد نگرانی جدی تحقیقاتی قرار گرفت.

he warned about the potential for mind-altering substances to impact decision-making.

او هشدار داد که مواد تغییر دهنده ذهن می‌توانند تصمیم گیری را تحت تأثیر قرار دهند.

experiencing a near-death experience can be a profoundly mind-altering event.

تجربه‌ای نزدیک به مرگ می‌تواند رویدادی به شدت تغییر دهنده ذهن باشد.

meditation practices can lead to mind-altering shifts in perspective.

روش‌های مدیتیشن می‌تواند تغییرات تغییر دهنده ذهن در نگرش را به همراه بیاورد.

the psychedelic trip had a lasting and mind-altering impact on her life.

سفر اسپایسی تأثیراتی پایدار و تغییر دهنده ذهن بر زندگی او داشت.

he delved into philosophy seeking mind-altering insights about existence.

او به فلسفه غوطه‌ور شد تا نوردهی‌های تغییر دهنده ذهنی درباره وجود پیدا کند.

the artist aimed to create mind-altering art that challenged conventional thinking.

هنرمند هدف خلق هنری را داشت که فکر متعارف را چالش می‌پذیرد.

some cultures use rituals to induce mind-altering states for spiritual purposes.

برخی فرهنگ‌ها از ریتوال‌ها برای ایجاد حالت‌های تغییر دهنده ذهن به منظور هدف‌های معنوی استفاده می‌کنند.

the film's surreal imagery had a disorienting and mind-altering quality.

تصاویر غیر واقع‌گرای فیلم دارای کیفیتی از حواس‌پرتی و تغییر دهنده ذهن بود.

he described the experience as a completely mind-altering journey of self-discovery.

او تجربه را به عنوان یک سفر کاملاً تغییر دهنده ذهن در راه یافتن خود توصیف کرد.

the novel explores the consequences of mind-altering technologies on society.

رمان پیامدهای فناوری‌های تغییر دهنده ذهن بر جامعه را بررسی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید