handicapper's picks
انتخابهای پیشبینیکننده
handicapper's predictions
پیشبینیهای پیشبینیکننده
expert handicapper
پیشبینیکننده خبره
Wise guy – a well-informed handicapper or bettor.
مدعی هوشیار - یک پیشبینیکننده یا شرطبند آگاه.
I don't believe Artest will have a Terrell Owens-type negative effect on the team by causing dissension or locker-room problems," Vegas Sports Authority handicapper Jim Kruger said.
من فکر نمی کنم آرتست تأثیر منفی مشابه ترل اوونز را بر تیم با ایجاد تفرقه یا مشکلات در اتاق رختکن خواهد داشت،" جیم کروگر، تحلیلگر شرط بندی وگاس سپورتس اتوریتی گفت.
The handicapper analyzed the horse's performance.
پیشبینیکننده عملکرد اسب را تجزیه و تحلیل کرد.
He is a professional handicapper for sports events.
او یک پیشبینیکننده حرفهای برای مسابقات ورزشی است.
The handicapper predicted the outcome of the game.
پیشبینیکننده نتیجه بازی را پیشبینی کرد.
She hired a handicapper to help her with the betting strategy.
او برای کمک به استراتژی شرطبندی، یک پیشبینیکننده استخدام کرد.
The handicapper's job is to assign weights to the players.
وظیفه پیشبینیکننده اختصاص وزن به بازیکنان است.
The handicapper uses various factors to determine the odds.
پیشبینیکننده از عوامل مختلف برای تعیین شانسها استفاده میکند.
He consulted a handicapper before placing his bets.
او قبل از قرار دادن شرط خود با یک پیشبینیکننده مشورت کرد.
The handicapper's analysis helped him make better decisions.
تجزیه و تحلیل پیشبینیکننده به او کمک کرد تا تصمیمات بهتری بگیرد.
She follows the advice of a handicapper when betting on races.
او هنگام شرطبندی روی مسابقات، از توصیه های یک پیشبینیکننده پیروی میکند.
The handicapper's expertise is highly respected in the industry.
تخصص پیشبینیکننده در این صنعت بسیار مورد احترام است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید