predictor

[ایالات متحده]/prɪ'dɪktɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیش‌بینی‌کننده

عبارات و ترکیب‌ها

Future predictor

پیش‌بینی‌کننده آینده

جملات نمونه

The weather predictor forecasted heavy rain for tomorrow.

پیش‌بینی‌کننده هواشناسی بارش شدید را برای فردا پیش‌بینی کرد.

The predictor of the stock market trends proved to be accurate.

پیش‌بینی‌کننده روند بازار سهام ثابت کرد که دقیق است.

She is a reliable predictor of upcoming fashion trends.

او یک پیش‌بینی‌کننده قابل اعتماد از روند مد آینده است.

The predictor model predicted a decrease in sales for the next quarter.

مدل پیش‌بینی کاهش فروش را برای سه‌ماهه آینده پیش‌بینی کرد.

As a predictor of success, his track record speaks for itself.

به عنوان پیش‌بینی‌کننده موفقیت، سابقه او برای خودش صحبت می‌کند.

The economic predictor indicated a potential recession in the near future.

پیش‌بینی‌کننده اقتصادی نشان داد که رکود بالقوه در آینده نزدیک وجود دارد.

The predictor variable in the study was found to have a significant impact on the results.

متغیر پیش‌بینی در مطالعه تأثیر قابل توجهی بر نتایج داشت.

The predictor tool helps businesses anticipate customer behavior.

ابزار پیش‌بینی به کسب و کارها کمک می‌کند تا رفتار مشتری را پیش‌بینی کنند.

Investors rely on market predictors to make informed decisions.

سرمایه‌گذاران برای تصمیم‌گیری آگاهانه به پیش‌بینی‌کنندگان بازار متکی هستند.

The predictor algorithm accurately predicted the outcome of the experiment.

الگوریتم پیش‌بینی به طور دقیق نتیجه آزمایش را پیش‌بینی کرد.

نمونه‌های واقعی

So nutrition is probably the most important predictor of wound healing.

تغذیه احتمالاً مهم‌ترین پیش‌بینی‌کننده بهبودی زخم است.

منبع: Connection Magazine

They named this Sphinx " Predictor" in honor of Darwin's prediction.

آنها این اسفینکس را با نام "پیش‌بین" به افتخار پیش‌بینی داروین نامیدند.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

And also these initial reactions could be false predictors of your work's ultimate legacy.

همچنین این واکنش‌های اولیه می‌توانند پیش‌بینی‌های نادرست از میراث نهایی شما باشند.

منبع: 2015 Natalie Harvard Graduation Speech

A faculty task-force had concluded that the tests were excellent predictors of academic success.

گروه وظیفه‌ای دانشگاهی نتیجه‌گیری کرده بود که این آزمون‌ها پیش‌بینی‌کننده‌های عالی موفقیت تحصیلی هستند.

منبع: The Economist (Summary)

This means the AI system can be an early predictor of the disease, Katabi said.

این بدان معناست که سیستم هوش مصنوعی می‌تواند یک پیش‌بینی‌کننده اولیه بیماری باشد، کاتابی گفت.

منبع: VOA Slow English Technology

Well, the term bellwether refers to something that's a predictor for or resembles a larger phenomenon.

خب، عبارت بل‌وتِر به چیزی اشاره دارد که یک پیش‌بینی‌کننده یا شبیه یک پدیده‌ی بزرگتر است.

منبع: CNN 10 Student English November 2021 Compilation

So then we get into this place where your race is a predictor of your class.

بنابراین ما وارد جایی می‌شویم که نژاد شما پیش‌بینی‌کننده طبقه شما است.

منبع: PBS Interview Education Series

The first is as a predictor of markets.

اولین مورد به عنوان پیش‌بینی‌کننده بازارها است.

منبع: The Economist (Summary)

Mr Acemoglu says economic crises are far better predictors of a move to representative government than prosperity.

آقای آچموغلو می‌گوید بحران‌های اقتصادی نسبت به رونق، پیش‌بینی‌کننده‌های بهتری برای حرکت به سمت حکومت مشروطه هستند.

منبع: The Economist - International

But BMI is not always an accurate predictor of health, or even of what's a healthy weight.

اما BMI همیشه یک پیش‌بینی‌کننده دقیق سلامتی نیست، یا حتی اینکه چه وزنی سالم است.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید