hardtop

[ایالات متحده]/ˈhɑːdtɒp/
[بریتانیا]/ˈhɑrdˌtɑp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خودرویی با سقف فلزی؛ سینمای سرپوشیده
adj. دارای سقف فلزی

عبارات و ترکیب‌ها

hardtop convertible

سقف جمع شونده سخت

hardtop coupe

کاپوت سخت

hardtop model

مدل سقف سخت

hardtop roof

سقف سخت

hardtop design

طراحی سقف سخت

hardtop car

خودروی سقف سخت

hardtop version

نسخه سقف سخت

hardtop variant

نوع سقف سخت

hardtop trim

تریم سقف سخت

hardtop features

ویژگی‌های سقف سخت

جملات نمونه

the hardtop convertible offers the best of both worlds.

خودروی кабریولت سقف سخت، بهترین ویژگی‌های هر دو جهان را ارائه می‌دهد.

she prefers a hardtop for better protection against the weather.

او به دلیل محافظت بهتر در برابر آب و هوا، سقف سخت را ترجیح می‌دهد.

many sports cars come with a hardtop option.

بسیاری از خودروهای اسپرت با گزینه سقف سخت عرضه می‌شوند.

the hardtop design enhances the car's aerodynamics.

طراحی سقف سخت باعث بهبود آیرودینامیک خودرو می‌شود.

he decided to buy a hardtop for his new vehicle.

او تصمیم گرفت سقف سخت برای وسیله نقلیه جدیدش بخرد.

hardtops are often more secure than soft tops.

سقف‌های سخت اغلب از سقف‌های نرم ایمن‌تر هستند.

she loves the sleek look of a hardtop coupe.

او عاشق ظاهر شیک یک کوپه با سقف سخت است.

installing a hardtop can improve the car's resale value.

نصب سقف سخت می‌تواند ارزش فروش مجدد خودرو را بهبود بخشد.

hardtops can provide better insulation for the cabin.

سقف‌های سخت می‌توانند عایق‌بندی بهتری برای کابین ارائه دهند.

they took a road trip in their hardtop suv.

آنها یک سفر جاده‌ای با شاسی بلند سقف سخت خود انجام دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید