harefeet

[ایالات متحده]/ˈhɛəfʊt/
[بریتانیا]/ˈhɛrˌfʊt/

ترجمه

n. (American foxhound) پا مانند خرگوش; [H-] "پا خرگوشی" (لقب شاه هارولد اول انگلستان)

عبارات و ترکیب‌ها

harefoot rabbit

خرپشت خرگوش

harefoot speed

سرعت خرپشت

harefoot race

مسابقه خرپشت

harefoot leap

پرش خرپشت

harefoot style

سبک خرپشت

harefoot dancer

رقاص خرپشت

harefoot movement

حرکت خرپشت

harefoot journey

سفر خرپشت

harefoot escape

فرار خرپشت

harefoot adventure

ماجراجویی خرپشت

جملات نمونه

the harefoot rabbit dashed across the field.

خرگوش پاگوش به سرعت در سراشیبی دوید.

she wore harefoot shoes for the race.

او کفش‌های پاگوش برای مسابقه پوشید.

harefoot creatures are known for their speed.

موجودات پاگوش به سرعت خود مشهور هستند.

the harefoot style is popular among athletes.

سبک پاگوش در بین ورزشکاران محبوب است.

he moved with a harefoot grace during the performance.

او با ظرافت پاگوش در طول اجرا حرکت کرد.

harefoot movements are essential in this dance.

حرکات پاگوش در این رقص ضروری هستند.

they admired the harefoot agility of the fox.

آنها چابکی پاگوش روباه را تحسین کردند.

the harefoot technique helped him win the race.

تکنیک پاگوش به او کمک کرد تا مسابقه را ببرد.

her harefoot approach made her a great runner.

روش پاگوش او را به یک دونده عالی تبدیل کرد.

harefoot animals are often more difficult to catch.

حیوانات پاگوش اغلب بیشتر در به دام انداختن مشکل هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید