lagomorph

[ایالات متحده]/ˈlæɡəˌmɔːf/
[بریتانیا]/ˈlæɡəˌmɔrf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضوی از راسته لاگومورف، که شامل خرگوش‌ها و خرگوش‌های وحشی است؛ حیوانات شبیه به خرگوش

عبارات و ترکیب‌ها

lagomorph species

گونه‌های لگومورف

lagomorph behavior

رفتار لگومورف

lagomorph habitat

زیستگاه لگومورف

lagomorph population

جمعیت لگومورف

lagomorph diet

رژیم غذایی لگومورف

lagomorph diversity

تنوع لگومورف

lagomorph reproduction

تولید مثل لگومورف

lagomorph characteristics

ویژگی‌های لگومورف

lagomorph anatomy

آناتومی لگومورف

lagomorph conservation

حفظ لگومورف

جملات نمونه

lagomorphs include rabbits and hares.

خارگوش‌ها شامل خرگوش‌ها و خرگوش‌های وحشی است.

many people keep lagomorphs as pets.

بسیاری از مردم خارگوش‌ها را به عنوان حیوان خانگی نگهداری می‌کنند.

lagomorphs are known for their long ears.

خارگوش‌ها به خاطر گوش‌های بلندشان شناخته می‌شوند.

some lagomorphs are excellent diggers.

برخی از خارگوش‌ها حفرکنندگان بسیار خوبی هستند.

lagomorphs have a unique dental structure.

خارگوش‌ها دارای ساختار دندپزشکی منحصر به فردی هستند.

in the wild, lagomorphs face various predators.

در طبیعت، خارگوش‌ها با شکارچیان مختلف روبرو هستند.

lagomorphs are herbivores and eat a plant-based diet.

خارگوش‌ها گیاه‌خوار هستند و از رژیم غذایی گیاهی تغذیه می‌کنند.

conservation efforts are important for lagomorph populations.

تلاش‌های حفاظتی برای جمعیت خارگوش‌ها مهم است.

lagomorphs reproduce quickly in favorable conditions.

خارگوش‌ها در شرایط مساعد به سرعت تولید مثل می‌کنند.

studying lagomorph behavior can provide insights into their ecology.

مطالعه رفتار خارگوش‌ها می‌تواند بینشی در مورد اکولوژی آنها ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید