rabbit

[ایالات متحده]/'ræbɪt/
[بریتانیا]/'ræbɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خرگوش؛ پوست خرگوش، گوشت خرگوش.

عبارات و ترکیب‌ها

white rabbit

خرگوش سفید

rabbit hole

سوراخ خرگوش

carrot-eating rabbit

خرگوش کاهون‌خوار

rabbit hair

موهای خرگوش

rabbit meat

گوشت خرگوش

rabbit on

خرگوش روی

peter rabbit

پتر رابیت

rabbit food

غذاى خرگوش

angora rabbit

خرس انگوری

rabbit ears

گوش‌های خرگوش

جملات نمونه

A rabbit was caught in a snare.

یک خرگوش در تله گرفتار شد.

The rabbit is timid and suspicious.

خرگوش خجالتی و مشکوک است.

a rabbit -ling into the snow

یک خرگوش کوچک به داخل برف

Rabbits will soon be in season.

خرگوش ها به زودی در فصل خواهند بود.

She is as timorous as a rabbit .

او به اندازه یک خرگوش ترسو است.

A rabbit is lopping through the garden

یک خرگوش در حال عبور از باغ است.

The rabbit scampered off.

خرگوش با سرعت دور شد.

watch a rabbit skitter off into the woods

تماشا کنید که یک خرگوش به سرعت به جنگل می رود.

I took a potshot at the rabbit, but missed.

من به سمت خرگوش شلیک کردم، اما از دست دادم.

There won't be a lot of rabbiter on hand.

خیلی شکارچی خرگوش در دسترس نخواهد بود.

The rabbits burrowed into the hillside.

خرگوش‌ها به داخل دامنه کوه حفر کردند.

The rabbit is a relatively recent introduction in Australia.

خرگوش یک معرفی نسبتاً جدید در استرالیا است.

Rabbits live under the ground.

خرگوش ها زیر زمین زندگی می کنند.

the rabbit was isolated from male conspecifics.

خرگوش از هم‌نوع‌های نر جدا شده بود.

downland areas grazed by rabbits and sheep.

مناطقی که توسط خرگوش‌ها و گوسفندان چرا می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید