harems

[ایالات متحده]/ˈhɛərɛmz/
[بریتانیا]/ˈhɛrəmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنان یک خانواده چندهمسری، به ویژه در زمینه مسلمانان؛ اتاق‌های جداگانه‌ای که برای این زنان اختصاص داده شده است

عبارات و ترکیب‌ها

royal harems

حريم‌های سلطنتی

historical harems

حريم‌های تاريخی

imperial harems

حريم‌های امپراتوری

luxurious harems

حريم‌های مجلل

famous harems

حريم‌های مشهور

traditional harems

حريم‌های سنتی

ancient harems

حريم‌های باستانی

secret harems

حريم‌های مخفی

cultural harems

حريم‌های فرهنگی

mythical harems

حريم‌های افسانه‌ای

جملات نمونه

many anime series feature harems as a popular trope.

بسیاری از سری‌های انیمه دارای هارم‌ها به عنوان یک کلیشه محبوب هستند.

in some cultures, having harems is considered a status symbol.

در برخی فرهنگ‌ها، داشتن هارم‌ها به عنوان یک نماد وضعیت در نظر گرفته می‌شود.

harems can create interesting dynamics between characters.

هارم‌ها می‌توانند پویایی جالب بین شخصیت‌ها ایجاد کنند.

he often dreams of living in a world filled with harems.

او اغلب رویای زندگی در دنیایی پر از هارم‌ها را دارد.

the concept of harems has evolved over time.

مفهوم هارم‌ها در طول زمان تکامل یافته است.

some stories depict harems in a humorous light.

برخی از داستان‌ها هارم‌ها را به روشی خنده‌دار به تصویر می‌کشند.

harems are often associated with romantic comedies.

هارم‌ها اغلب با کمدی‌های رمانتیک مرتبط هستند.

in video games, players can build their own harems.

در بازی‌های ویدیویی، بازیکنان می‌توانند هارم‌های خود را بسازند.

harems can sometimes lead to complex love triangles.

هارم‌ها گاهی اوقات می‌توانند منجر به مثلث‌های عشقی پیچیده شوند.

critics argue that harems often reinforce stereotypes.

منتقدان استدلال می‌کنند که هارم‌ها اغلب کلیشه‌ها را تقویت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید