harmonizers work
هارمونیزرهای کار می کنند
harmonizers create
هارمونیزرهای ایجاد می کنند
using harmonizers
استفاده از هارمونیزرهای
harmonizer settings
تنظیمات هارمونیزرهای
harmonizers blend
هارمونیزرهای مخلوط می کنند
harmonizer effect
تاثیر هارمونیزرهای
harmonizers improve
هارمونیزرهای بهبود می دهند
harmonizer sound
صوت هارمونیزرهای
harmonizing harmonizers
هارمونیزه کردن هارمونیزرهای
harmonizer design
طراحی هارمونیزرهای
the event harmonizers worked tirelessly to ensure a smooth conference.
همسازان رویداد با تلاش بیوقفهای برای اطمینان حاصل کردن از یک کنفرانس سروصدا ناچیز بودند.
effective communication is key for any team, and harmonizers play a vital role.
ارتباط مؤثر برای هر تیمی کلیدی است و همسازان نقش حیاتی دارند.
we need skilled harmonizers to mediate the dispute between the two departments.
ما به همسازان ماهر برای میانجیگری در اختلاف بین دو بخش نیاز داریم.
the project harmonizers facilitated collaboration between different teams.
همسازان پروژه همکاری بین تیمهای مختلف را تسهیل کردند.
harmonizers often act as a bridge between conflicting parties.
همسازان اغلب به عنوان یک پل بین طرفهای درگیر عمل میکنند.
the company hired new harmonizers to improve internal relations.
شرکت همسازان جدید را استخدام کرد تا روابط داخلی را بهبود بخشد.
good harmonizers possess excellent listening and negotiation skills.
همسازان خوب مهارتهای گوش دادن و مذاکره بسیار خوبی دارند.
the harmonizers’ efforts resulted in a more positive work environment.
تلاشهای همسازان منجر به محیط کاری مثبتتر شد.
we are seeking harmonizers with experience in conflict resolution.
ما در حال جستجوی همسازانی هستیم که سابقهای در حل و فصل اختلافات دارند.
the harmonizers carefully managed the logistics of the event.
همسازان به دقت لجستیکهای رویداد را مدیریت کردند.
harmonizers ensured all stakeholders felt heard and respected.
همسازان اطمینان حاصل کردند که تمامی ذینفعان احساس شنیده شدن و احترام یافتن داشتند.
harmonizers work
هارمونیزرهای کار می کنند
harmonizers create
هارمونیزرهای ایجاد می کنند
using harmonizers
استفاده از هارمونیزرهای
harmonizer settings
تنظیمات هارمونیزرهای
harmonizers blend
هارمونیزرهای مخلوط می کنند
harmonizer effect
تاثیر هارمونیزرهای
harmonizers improve
هارمونیزرهای بهبود می دهند
harmonizer sound
صوت هارمونیزرهای
harmonizing harmonizers
هارمونیزه کردن هارمونیزرهای
harmonizer design
طراحی هارمونیزرهای
the event harmonizers worked tirelessly to ensure a smooth conference.
همسازان رویداد با تلاش بیوقفهای برای اطمینان حاصل کردن از یک کنفرانس سروصدا ناچیز بودند.
effective communication is key for any team, and harmonizers play a vital role.
ارتباط مؤثر برای هر تیمی کلیدی است و همسازان نقش حیاتی دارند.
we need skilled harmonizers to mediate the dispute between the two departments.
ما به همسازان ماهر برای میانجیگری در اختلاف بین دو بخش نیاز داریم.
the project harmonizers facilitated collaboration between different teams.
همسازان پروژه همکاری بین تیمهای مختلف را تسهیل کردند.
harmonizers often act as a bridge between conflicting parties.
همسازان اغلب به عنوان یک پل بین طرفهای درگیر عمل میکنند.
the company hired new harmonizers to improve internal relations.
شرکت همسازان جدید را استخدام کرد تا روابط داخلی را بهبود بخشد.
good harmonizers possess excellent listening and negotiation skills.
همسازان خوب مهارتهای گوش دادن و مذاکره بسیار خوبی دارند.
the harmonizers’ efforts resulted in a more positive work environment.
تلاشهای همسازان منجر به محیط کاری مثبتتر شد.
we are seeking harmonizers with experience in conflict resolution.
ما در حال جستجوی همسازانی هستیم که سابقهای در حل و فصل اختلافات دارند.
the harmonizers carefully managed the logistics of the event.
همسازان به دقت لجستیکهای رویداد را مدیریت کردند.
harmonizers ensured all stakeholders felt heard and respected.
همسازان اطمینان حاصل کردند که تمامی ذینفعان احساس شنیده شدن و احترام یافتن داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید