harmonizers

[ایالات متحده]/[ˈhɑːmənaɪzəz]/
[بریتانیا]/[ˈhɑːr məˌnaɪ zərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی یا سیستم‌هایی که هماهنگی یا توافق را ترویج می‌دهند؛ دستگاه‌های الکترونیکی که سیگنال‌های صوتی را برای ایجاد صدایی دلپذیرتر ترکیب می‌کنند؛ افرادی یا گروه‌هایی که برای حل اختلافات و حفظ صلح تلاش می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

harmonizers work

هارمونیزرهای کار می کنند

harmonizers create

هارمونیزرهای ایجاد می کنند

using harmonizers

استفاده از هارمونیزرهای

harmonizer settings

تنظیمات هارمونیزرهای

harmonizers blend

هارمونیزرهای مخلوط می کنند

harmonizer effect

تاثیر هارمونیزرهای

harmonizers improve

هارمونیزرهای بهبود می دهند

harmonizer sound

صوت هارمونیزرهای

harmonizing harmonizers

هارمونیزه کردن هارمونیزرهای

harmonizer design

طراحی هارمونیزرهای

جملات نمونه

the event harmonizers worked tirelessly to ensure a smooth conference.

هم‌سازان رویداد با تلاش بی‌وقفه‌ای برای اطمینان حاصل کردن از یک کنفرانس سروصدا ناچیز بودند.

effective communication is key for any team, and harmonizers play a vital role.

ارتباط مؤثر برای هر تیمی کلیدی است و هم‌سازان نقش حیاتی دارند.

we need skilled harmonizers to mediate the dispute between the two departments.

ما به هم‌سازان ماهر برای میانجی‌گری در اختلاف بین دو بخش نیاز داریم.

the project harmonizers facilitated collaboration between different teams.

هم‌سازان پروژه همکاری بین تیم‌های مختلف را تسهیل کردند.

harmonizers often act as a bridge between conflicting parties.

هم‌سازان اغلب به عنوان یک پل بین طرف‌های درگیر عمل می‌کنند.

the company hired new harmonizers to improve internal relations.

شرکت هم‌سازان جدید را استخدام کرد تا روابط داخلی را بهبود بخشد.

good harmonizers possess excellent listening and negotiation skills.

هم‌سازان خوب مهارت‌های گوش دادن و مذاکره بسیار خوبی دارند.

the harmonizers’ efforts resulted in a more positive work environment.

تلاش‌های هم‌سازان منجر به محیط کاری مثبت‌تر شد.

we are seeking harmonizers with experience in conflict resolution.

ما در حال جستجوی هم‌سازانی هستیم که سابقه‌ای در حل و فصل اختلافات دارند.

the harmonizers carefully managed the logistics of the event.

هم‌سازان به دقت لجستیک‌های رویداد را مدیریت کردند.

harmonizers ensured all stakeholders felt heard and respected.

هم‌سازان اطمینان حاصل کردند که تمامی ذینفعان احساس شنیده شدن و احترام یافتن داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید