| جمع | harpooneers |
brave harpooneer
شیردل ماهیگیر
skilled harpooneer
ماهیگیر ماهر
famous harpooneer
ماهیگیر مشهور
young harpooneer
ماهیگیر جوان
seasoned harpooneer
ماهیگیر با تجربه
fearless harpooneer
بیباک ماهیگیر
legendary harpooneer
افسانه ای ماهیگیر
expert harpooneer
ماهیگیر متخصص
local harpooneer
ماهیگیر محلی
determined harpooneer
ماهیگیر مصمم
the harpooneer skillfully aimed at the whale.
هَرْپوننویس به طرز ماهرانه به سمت نهنگ نشانه گرفت.
many harpooneers have brave hearts.
بسیاری از هَرْپوننویسان قلبهای شجاعی دارند.
the harpooneer's job requires great strength.
کار هَرْپوننویس به قدرت بدنی زیادی نیاز دارد.
as a harpooneer, he faced many dangers at sea.
به عنوان یک هَرْپوننویس، او با بسیاری از خطرات در دریا روبرو شد.
the harpooneer prepared his gear before the hunt.
هَرْپوننویس قبل از شکار، وسایل خود را آماده کرد.
every harpooneer has a unique technique.
هر هَرْپوننویسی یک تکنیک منحصر به فرد دارد.
the harpooneer shared stories of his adventures.
هَرْپوننویس داستانهای ماجراجوییهای خود را با دیگران به اشتراک گذاشت.
training to become a harpooneer is challenging.
آموزش برای تبدیل شدن به یک هَرْپوننویس چالشبرانگیز است.
the harpooneer worked tirelessly during the season.
هَرْپوننویس در طول فصل به سختی و بیوقفه کار میکرد.
famous harpooneers are often celebrated in history.
هَرْپوننویسان مشهور اغلب در تاریخ مورد تجلیل قرار میگیرند.
brave harpooneer
شیردل ماهیگیر
skilled harpooneer
ماهیگیر ماهر
famous harpooneer
ماهیگیر مشهور
young harpooneer
ماهیگیر جوان
seasoned harpooneer
ماهیگیر با تجربه
fearless harpooneer
بیباک ماهیگیر
legendary harpooneer
افسانه ای ماهیگیر
expert harpooneer
ماهیگیر متخصص
local harpooneer
ماهیگیر محلی
determined harpooneer
ماهیگیر مصمم
the harpooneer skillfully aimed at the whale.
هَرْپوننویس به طرز ماهرانه به سمت نهنگ نشانه گرفت.
many harpooneers have brave hearts.
بسیاری از هَرْپوننویسان قلبهای شجاعی دارند.
the harpooneer's job requires great strength.
کار هَرْپوننویس به قدرت بدنی زیادی نیاز دارد.
as a harpooneer, he faced many dangers at sea.
به عنوان یک هَرْپوننویس، او با بسیاری از خطرات در دریا روبرو شد.
the harpooneer prepared his gear before the hunt.
هَرْپوننویس قبل از شکار، وسایل خود را آماده کرد.
every harpooneer has a unique technique.
هر هَرْپوننویسی یک تکنیک منحصر به فرد دارد.
the harpooneer shared stories of his adventures.
هَرْپوننویس داستانهای ماجراجوییهای خود را با دیگران به اشتراک گذاشت.
training to become a harpooneer is challenging.
آموزش برای تبدیل شدن به یک هَرْپوننویس چالشبرانگیز است.
the harpooneer worked tirelessly during the season.
هَرْپوننویس در طول فصل به سختی و بیوقفه کار میکرد.
famous harpooneers are often celebrated in history.
هَرْپوننویسان مشهور اغلب در تاریخ مورد تجلیل قرار میگیرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید