the harpooners
صیادان کمان
old harpooners
صیادان کمان قدیمی
skilled harpooners
صیادان کمان ماهر
expert harpooners
صیادان کمان متخصص
brave harpooners
صیادان کمان شجاع
experienced harpooners
صیادان کمان تجربهدار
professional harpooners
صیادان کمان حرفهای
whale harpooners
صیادان کمان کوسه
our harpooners
صیادان کمان ما
native harpooners
صیادان کمان ساکن
experienced harpooners prepared their equipment before dawn.
صیادان گردنزن با تجربه قبل از رویز گردنزن خود را آماده میکردند.
brave harpooners set out in small boats to hunt whales.
صیادان گردنزن شجاع در کشتیهای کوچک برای شکار کرههای دریایی راندگی میکردند.
the whaling industry relied on skilled harpooners for success.
صنعت شکار کرههای دریایی به صیادان گردنزن ماهر برای موفقیت وابسته بود.
ancient harpooners used simple tools made from bone and stone.
صیادان گردنزن باستانی از ابزارهای ساده ساخته شده از استخوان و سنگ استفاده میکردند.
modern harpooners have adopted more humane and efficient methods.
صیادان گردنزن مدرن روشهای بیرحمتر و کارآمدتر را به کار گرفتهاند.
the captain praised his harpooners for their courage during the storm.
کپیتان به صیادان گردنزن خود در زمان باران شدید به خاطر شجاعتشان تقدیر کرد.
harpooners must have excellent aim and strong arms.
صیادان گردنزن باید دقت بسیار خوب و دستهای قوی داشته باشند.
young harpooners learned the trade from their fathers.
صیادان گردنزن جوان از پدران خود حرفه را یاد گرفتند.
the expedition needed reliable harpooners for the dangerous hunt.
این کاوش نیاز به صیادان گردنزن معتبر برای شکار خطرناک داشت.
harpooners worked together as a coordinated team.
صیادان گردنزن به عنوان یک تیم هماهنگ کار میکردند.
the village honored its famous harpooners with annual celebrations.
دروازههای معروف صیادان گردنزن را با جشنهای سالیانه تجلیل میکرد.
professional harpooners undergo rigorous training and certification.
صیادان گردنزن حرفهای آموزشهای سختگیرانه و گواهینامههایی را میگذرانند.
the documentary followed the daily lives of inuit harpooners.
مستند به زندگی روزمره صیادان گردنزن اینوت پیوست.
exhausted harpooners returned to shore with their catch.
صیادان گردنزن خسته با ماهیهای خود به ساحل بازگشتند.
the harpooners
صیادان کمان
old harpooners
صیادان کمان قدیمی
skilled harpooners
صیادان کمان ماهر
expert harpooners
صیادان کمان متخصص
brave harpooners
صیادان کمان شجاع
experienced harpooners
صیادان کمان تجربهدار
professional harpooners
صیادان کمان حرفهای
whale harpooners
صیادان کمان کوسه
our harpooners
صیادان کمان ما
native harpooners
صیادان کمان ساکن
experienced harpooners prepared their equipment before dawn.
صیادان گردنزن با تجربه قبل از رویز گردنزن خود را آماده میکردند.
brave harpooners set out in small boats to hunt whales.
صیادان گردنزن شجاع در کشتیهای کوچک برای شکار کرههای دریایی راندگی میکردند.
the whaling industry relied on skilled harpooners for success.
صنعت شکار کرههای دریایی به صیادان گردنزن ماهر برای موفقیت وابسته بود.
ancient harpooners used simple tools made from bone and stone.
صیادان گردنزن باستانی از ابزارهای ساده ساخته شده از استخوان و سنگ استفاده میکردند.
modern harpooners have adopted more humane and efficient methods.
صیادان گردنزن مدرن روشهای بیرحمتر و کارآمدتر را به کار گرفتهاند.
the captain praised his harpooners for their courage during the storm.
کپیتان به صیادان گردنزن خود در زمان باران شدید به خاطر شجاعتشان تقدیر کرد.
harpooners must have excellent aim and strong arms.
صیادان گردنزن باید دقت بسیار خوب و دستهای قوی داشته باشند.
young harpooners learned the trade from their fathers.
صیادان گردنزن جوان از پدران خود حرفه را یاد گرفتند.
the expedition needed reliable harpooners for the dangerous hunt.
این کاوش نیاز به صیادان گردنزن معتبر برای شکار خطرناک داشت.
harpooners worked together as a coordinated team.
صیادان گردنزن به عنوان یک تیم هماهنگ کار میکردند.
the village honored its famous harpooners with annual celebrations.
دروازههای معروف صیادان گردنزن را با جشنهای سالیانه تجلیل میکرد.
professional harpooners undergo rigorous training and certification.
صیادان گردنزن حرفهای آموزشهای سختگیرانه و گواهینامههایی را میگذرانند.
the documentary followed the daily lives of inuit harpooners.
مستند به زندگی روزمره صیادان گردنزن اینوت پیوست.
exhausted harpooners returned to shore with their catch.
صیادان گردنزن خسته با ماهیهای خود به ساحل بازگشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید