harps

[ایالات متحده]/hɑːps/
[بریتانیا]/hɑrps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع هارپ
v. سوم شخص مفرد هارپ

عبارات و ترکیب‌ها

play harps

اجرای هارپ

harps in concert

هارپ در کنسرت

harps for sale

هارپ برای فروش

harps and strings

هارپ و سیم

harps on stage

هارپ روی صحنه

harps music

موسیقی هارپ

harps in orchestra

هارپ در ارکستر

harps collection

کلکسیون هارپ

harps workshop

کارگاه ساخت هارپ

harps exhibition

نمایشگاه هارپ

جملات نمونه

she plays beautiful melodies on her harps.

او ملودی‌های زیبا را بر روی هارپ‌هایش می‌نوازد.

the sound of harps filled the concert hall.

صدای هارپ‌ها سالن کنسرت را پر کرد.

he is learning to play the harps in music class.

او در کلاس موسیقی در حال یادگیری نواختن هارپ است.

harps are often used in orchestral performances.

هارپ‌ها اغلب در اجراهای ارکستر استفاده می‌شوند.

she has a collection of antique harps at home.

او مجموعه‌ای از هارپ‌های قدیمی در خانه دارد.

harps can create a soothing atmosphere.

هارپ‌ها می‌توانند فضایی آرامش‌بخش ایجاد کنند.

the artist painted a scene with angels playing harps.

هنرمند صحنه‌ای را با الهام از فرشتگانی که هارپ می‌نوازند، نقاشی کرد.

many cultures have their own unique styles of harps.

فرهنگ‌های بسیاری سبک‌های منحصربه‌فرد خود را از هارپ دارند.

she dreams of performing solos with harps.

او رویای اجراهای تک‌نفره با هارپ را دارد.

harps are often featured in traditional folk music.

هارپ‌ها اغلب در موسیقی محلی سنتی به چشم می‌خورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید