music deafens
موسیقی ناشنوایی ایجاد میکند
silence deafens
سکوت ناشنوایی ایجاد میکند
noise deafens
سر و صدا ناشنوایی ایجاد میکند
sound deafens
صدا ناشنوایی ایجاد میکند
volume deafens
حجم صدا ناشنوایی ایجاد میکند
crowd deafens
جمعیت ناشنوایی ایجاد میکند
thunder deafens
رعد و برق ناشنوایی ایجاد میکند
shouting deafens
جیغ زدن ناشنوایی ایجاد میکند
the loud music deafens everyone in the room.
موسیقی بلند همه را در اتاق کر میکند.
his shouting deafens the people nearby.
داد و فریاد او مردم اطراف را کر میکند.
the sound of the train deafens the passengers.
صدای قطار مسافران را کر میکند.
she turned up the volume so high it deafens anyone listening.
او صدا را آنقدر زیاد کرد که باعث کر شدن هر کسی که گوش میدهد میشود.
the thunder deafens us during the storm.
رعد و برق در طول طوفان ما را کر میکند.
the crowd's cheers deafens the players on the field.
تشویقهای جمعیت بازیکنان را در زمین کر میکند.
his constant talking deafens me to the world around.
صحبتهای مداوم او من را نسبت به دنیای اطرافم کر میکند.
the fireworks deafens the audience at the concert.
آتشبازی مخاطبان را در کنسرت کر میکند.
heavy machinery often deafens workers on the site.
ماشینآلات سنگین اغلب کارگران را در محل کار کر میکند.
the silence was so profound it almost deafens.
سکوت آنقدر عمیق بود که تقریباً کر میکرد.
music deafens
موسیقی ناشنوایی ایجاد میکند
silence deafens
سکوت ناشنوایی ایجاد میکند
noise deafens
سر و صدا ناشنوایی ایجاد میکند
sound deafens
صدا ناشنوایی ایجاد میکند
volume deafens
حجم صدا ناشنوایی ایجاد میکند
crowd deafens
جمعیت ناشنوایی ایجاد میکند
thunder deafens
رعد و برق ناشنوایی ایجاد میکند
shouting deafens
جیغ زدن ناشنوایی ایجاد میکند
the loud music deafens everyone in the room.
موسیقی بلند همه را در اتاق کر میکند.
his shouting deafens the people nearby.
داد و فریاد او مردم اطراف را کر میکند.
the sound of the train deafens the passengers.
صدای قطار مسافران را کر میکند.
she turned up the volume so high it deafens anyone listening.
او صدا را آنقدر زیاد کرد که باعث کر شدن هر کسی که گوش میدهد میشود.
the thunder deafens us during the storm.
رعد و برق در طول طوفان ما را کر میکند.
the crowd's cheers deafens the players on the field.
تشویقهای جمعیت بازیکنان را در زمین کر میکند.
his constant talking deafens me to the world around.
صحبتهای مداوم او من را نسبت به دنیای اطرافم کر میکند.
the fireworks deafens the audience at the concert.
آتشبازی مخاطبان را در کنسرت کر میکند.
heavy machinery often deafens workers on the site.
ماشینآلات سنگین اغلب کارگران را در محل کار کر میکند.
the silence was so profound it almost deafens.
سکوت آنقدر عمیق بود که تقریباً کر میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید