hashes

[ایالات متحده]/hæʃɪz/
[بریتانیا]/hæʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. غذا را خرد کردن یا ریز ریز کردن؛ نظر دادن یا نقد کردن
n. گوشت یا غذا ریز ریز شده؛ تکه‌های کوچک غذا، به‌ویژه در یک ظرف؛ نماد #، به‌ویژه روی تلفن

عبارات و ترکیب‌ها

hashes function

تابع هش

hashes table

جدول هش

hashes algorithm

الگوریتم هش

hashes values

مقادیر هش

hashes code

کد هش

hashes map

نگاشت هش

hashes security

امنیت هش

hashes collision

برخورد هش

hashes output

خروجی هش

hashes data

داده‌های هش

جملات نمونه

he hashes the data to ensure its integrity.

او داده‌ها را هش می‌کند تا از یکپارچگی آن اطمینان حاصل کند.

the program hashes passwords for security.

برنامه رمزهای عبور را برای امنیت هش می‌کند.

she hashes the ingredients before cooking.

او مواد لازم را قبل از پختن هش می‌کند.

the system hashes files to detect changes.

سیستم فایل‌ها را برای تشخیص تغییرات هش می‌کند.

he uses a function that hashes the input.

او از یک تابع استفاده می‌کند که ورودی را هش می‌کند.

the algorithm hashes data quickly and efficiently.

الگوریتم داده‌ها را به سرعت و به طور کارآمد هش می‌کند.

they hashes the content to maintain privacy.

آنها محتوا را برای حفظ حریم خصوصی هش می‌کنند.

she hashes her notes to prevent duplication.

او یادداشت‌های خود را برای جلوگیری از تکرار هش می‌کند.

the application hashes user information for safety.

برنامه اطلاعات کاربر را برای ایمنی هش می‌کند.

he hashes the strings before sending them over the network.

او رشته‌ها را قبل از ارسال آنها از طریق شبکه هش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید