encrypts

[ایالات متحده]/ɪnˈkrɪpts/
[بریتانیا]/ɪnˈkrɪpts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اطلاعات را به یک فرمت کدگذاری شده تبدیل کردن؛ چیزی را کدگذاری یا رمزگذاری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

data encrypts

رمزگذاری داده

system encrypts

رمزگذاری سیستم

software encrypts

رمزگذاری نرم‌افزار

message encrypts

رمزگذاری پیام

file encrypts

رمزگذاری فایل

connection encrypts

رمزگذاری اتصال

network encrypts

رمزگذاری شبکه

application encrypts

رمزگذاری برنامه

key encrypts

رمزگذاری کلید

server encrypts

رمزگذاری سرور

جملات نمونه

the software encrypts user data to ensure privacy.

نرم‌افزار داده‌های کاربر را رمزگذاری می‌کند تا از حریم خصوصی اطمینان حاصل شود.

she encrypts her messages to protect sensitive information.

او پیام‌های خود را رمزگذاری می‌کند تا از اطلاعات حساس محافظت کند.

the system encrypts files automatically during backup.

سیستم به‌طور خودکار فایل‌ها را در هنگام پشتیبان‌گیری رمزگذاری می‌کند.

he encrypts his online transactions for security.

او تراکنش‌های آنلاین خود را برای امنیت رمزگذاری می‌کند.

the app encrypts passwords to prevent unauthorized access.

برنامه رمزهای عبور را برای جلوگیری از دسترسی غیرمجاز رمزگذاری می‌کند.

companies encrypt their data to comply with regulations.

شرکت‌ها داده‌های خود را برای رعایت مقررات رمزگذاری می‌کنند.

the device encrypts communications between users.

دستگاه ارتباطات بین کاربران را رمزگذاری می‌کند.

he uses a tool that encrypts files before sharing them.

او از ابزاری استفاده می‌کند که فایل‌ها را قبل از به اشتراک گذاشتن رمزگذاری می‌کند.

the service encrypts information to protect against hackers.

سرویس اطلاعات را برای محافظت در برابر هکرها رمزگذاری می‌کند.

encryption ensures that the data encrypts securely.

رمزگذاری تضمین می‌کند که داده‌ها به طور امن رمزگذاری می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید