hatchback

[ایالات متحده]/'hætʃbæk/
[بریتانیا]/'hætʃbæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خودرویی کوچک با درب عقبی که به سمت بالا باز می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

compact hatchback

خودروی کوچک صندوقدار

sporty hatchback

خودروی کوچک اسپرت

جملات نمونه

any modern GTi hatchback will comfortably outpace it.

هر خودروی GTi مدرن به راحتی از آن پیشی خواهد گرفت.

There was a largish family saloon (the Fluence), a supermini-sized hatchback (the Zoe), the Kangoo Be Bop ZE and a wacky two-seat urban runabout (the Twizy).

یک سدان خانوادگی بزرگ (Fluence)، یک خودروی کوچک (Zoe)، Kangoo Be Bop ZE و یک وسیله نقلیه شهری دو نفره عجیب و غریب (Twizy) وجود داشت.

I drive a hatchback to work every day.

من هر روز با یک هاچ‌بک به محل کار می‌روم.

The hatchback has ample trunk space for groceries.

هاچ‌بک فضای صندوق عقب مناسبی برای مواد غذایی دارد.

Many families prefer hatchbacks for their practicality.

خانواده‌های زیادی هاچ‌بک‌ها را به دلیل کاربردی بودن ترجیح می‌دهند.

The hatchback's compact size makes it easy to park in the city.

اندازه جمع و جور هاچ‌بک باعث می‌شود پارک کردن آن در شهر آسان باشد.

Hatchbacks are known for their fuel efficiency.

هاچ‌بک‌ها به دلیل مصرف سوخت بهینه شناخته شده‌اند.

The hatchback's rear seats can be folded down for extra storage space.

صندلی‌های عقب هاچ‌بک را می‌توان برای فضای ذخیره‌سازی بیشتر تا کرد.

Some hatchbacks come with a rear spoiler for added style.

برخی از هاچ‌بک‌ها با یک اسپویلر عقب برای افزایش ظاهر عرضه می‌شوند.

Hatchbacks are popular among young drivers for their affordability.

هاچ‌بک‌ها در میان رانندگان جوان به دلیل مقرون به صرفه بودن محبوب هستند.

The hatchback's design allows for easy access to the cargo area.

طراحی هاچ‌بک امکان دسترسی آسان به فضای بار را فراهم می‌کند.

Hatchbacks are a versatile choice for urban driving.

هاچ‌بک‌ها یک انتخاب چند منظوره برای رانندگی در شهر هستند.

نمونه‌های واقعی

Three years later Sonja got a more modern wheelchair and Ove bought a hatchback, a Saab 900.

سه سال بعد، سونیا یک ویلچر مدرن‌تر و اووه یک خودروی کوچک (هچ بک)، یک ساب 900 خرید.

منبع: A man named Ove decides to die.

A small hatchback sat in the drive.

یک خودروی کوچک (هچ بک) در پارکینگ قرار داشت.

منبع: After You (Me Before You #2)

So, we have sedans, coupes, and hatchbacks.

بنابراین، ما سدان‌ها، کوپه‌ها و خودروهای کوچک (هچ بک) داریم.

منبع: 2010 ESLPod

And pointed at this little hatchback.

و به این خودروی کوچک (هچ بک) اشاره کرد.

منبع: Radio Laboratory

Why don't you add a few thousand dollars and by a premium hatchback, it's spacious and has better head and leg room.

چرا چند هزار دلار اضافه نکنید و یک خودروی کوچک (هچ بک) باکیفیت نخريد؟ جادار است و فضای سر و پا بهتری دارد.

منبع: Sara's British English class

If you have a hatchback sedan, you have two doors - sorry, four doors and a fifth door in the back, so no trunk.

اگر یک سدان کوچک (هچ بک) دارید، دو در دارید - متاسفم، چهار در و یک در پنجم در عقب، بنابراین صندوق عقب ندارید.

منبع: Engvid-Adam Course Collection

Getting used to being behind the wheel of my little hatchback with its dodgy clutch and biscuit crumbs in the passenger seat took a surprising amount of concentration.

عادت کردن به نشستن پشت فرمان خودروی کوچک (هچ بک) من با کلاچ معیوب و خرده بیسکویت در صندلی سرنشین، مقدار قابل توجهی تمرکز را به خود اختصاص داد.

منبع: Still Me (Me Before You #3)

Every time that happens, whether it's a pickup truck, a minivan, a hatchback, or a new battery-powered vehicle, the challenge for these companies is always how to stand out in those crowded spaces.

هر بار که این اتفاق می‌افتد، چه یک وانت، یک مینی ون، یک خودروی کوچک (هچ بک) یا یک وسیله نقلیه جدید با باتری باشد، چالش این شرکت‌ها همیشه این است که چگونه در آن فضا‌های شلوغ متمایز شوند.

منبع: Wall Street Journal

A hatchback usually can be two-door or four-door, but the back is not a trunk, it's a door that opens in the back, so if you have like a hatchback coupe, you have two doors and a third door.

یک خودروی کوچک (هچ بک) معمولاً می‌تواند دو در یا چهار در باشد، اما قسمت عقب صندوق عقب نیست، بلکه دری است که در قسمت عقب باز می‌شود، بنابراین اگر مانند یک کوپه کوچک (هچ بک) دارید، دو در و یک در سوم دارید.

منبع: Engvid-Adam Course Collection

In 1999, Ras and TATA and his team were humiliated when they went to sell TATA's Motor Division to Ford, due to a poor response after a launch of a hatchback, which happened to be TATA's first passenger car.

در سال 1999، راس و تاتا و تیمش زمانی که قصد فروش بخش موتور تاتا به فورد را داشتند، خجالت کشیدند، به دلیل واکنش ضعیف پس از عرضه یک خودروی کوچک (هچ بک)، که اتفاقاً اولین خودروی مسافربری تاتا بود.

منبع: How BIG Science Popularization (Season 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید