hatchery

[ایالات متحده]/'hætʃərɪ/
[بریتانیا]/'hætʃəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکانی که تخم‌مرغ‌ها در آن جوجه‌کشی می‌شوند؛ مکانی که ماهی‌ها یا حیوانات آبزی در آن پرورش داده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

fish hatchery

تولیدگاه ماهی

poultry hatchery

تولیدگاه طیور

جملات نمونه

The hatchery is responsible for incubating and hatching eggs.

تراوش‌خانه مسئولیت جوجه‌کشی و孵ش تخم‌مرغ‌ها را بر عهده دارد.

The hatchery produces thousands of baby chicks each year.

تراوش‌خانه هر سال هزاران جوجه تولید می‌کند.

The fish hatchery releases young fish into the wild.

تراوش‌خانه ماهی، ماهی‌های جوان را در طبیعت رها می‌کند.

The hatchery is equipped with state-of-the-art incubators.

تراوش‌خانه مجهز به دستگاه‌های جوجه‌کشی پیشرفته است.

The hatchery staff monitors the temperature and humidity levels closely.

کارکنان تراوش‌خانه به دقت سطح دما و رطوبت را کنترل می‌کنند.

Local schools often organize field trips to the hatchery.

مدارس محلی اغلب سفر‌های ميداني به تراوش‌خانه برگزار می‌کنند.

The hatchery plays a crucial role in conservation efforts for endangered species.

تراوش‌خانه نقش مهمی در تلاش‌های حفظ گونه‌های در معرض خطر ایفا می‌کند.

Visitors can observe the hatching process at the hatchery.

بازدیدکنندگان می‌توانند فرآیند جوجه‌کشی را در تراوش‌خانه مشاهده کنند.

The hatchery is implementing new techniques to improve hatching success rates.

تراوش‌خانه در حال پیاده‌سازی تکنیک‌های جدید برای بهبود نرخ موفقیت جوجه‌کشی است.

The hatchery provides training programs for aspiring hatchery managers.

تراوش‌خانه برنامه‌های آموزشی برای مدیران تراوش‌خانه آینده‌دار ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید