hatcheries

[ایالات متحده]/ˈhætʃəriz/
[بریتانیا]/ˈhætʃəriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محلی که در آن ماهی یا سایر حیوانات پرورش و تخم‌گذاری می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

fish hatcheries

کلبه‌های پرورش ماهی

hatcheries management

مدیریت کلبه‌های تکثیر

commercial hatcheries

کلبه‌های تکثیر تجاری

hatcheries production

تولید کلبه‌های تکثیر

hatcheries facilities

امکانات کلبه‌های تکثیر

hatcheries industry

صنعت کلبه‌های تکثیر

hatcheries research

تحقیقات کلبه‌های تکثیر

hatcheries technology

فناوری کلبه‌های تکثیر

hatcheries operations

عملیات کلبه‌های تکثیر

hatcheries practices

روش‌های کلبه‌های تکثیر

جملات نمونه

hatcheries play a crucial role in fish farming.

تولخونه‌ها نقش مهمی در آب‌پروری ایفا می‌کنند.

many hatcheries are focused on sustainable practices.

بسیاری از تولخونه‌ها بر روی شیوه‌های پایدار تمرکز دارند.

hatcheries provide a controlled environment for breeding.

تولخونه‌ها یک محیط کنترل شده برای پرورش فراهم می‌کنند.

some hatcheries specialize in rare fish species.

برخی از تولخونه‌ها در پرورش گونه‌های ماهی کمیاب تخصص دارند.

hatcheries often collaborate with environmental organizations.

تولخونه‌ها اغلب با سازمان‌های زیست‌محیطی همکاری می‌کنند.

proper management of hatcheries is essential for success.

مدیریت مناسب تولخونه‌ها برای موفقیت ضروری است.

hatcheries can help restore declining fish populations.

تولخونه‌ها می‌توانند به احیای جمعیت‌های ماهی در حال کاهش کمک کنند.

innovative technology is being used in modern hatcheries.

فناوری نوآورانه در تولخونه‌های مدرن استفاده می‌شود.

hatcheries must comply with strict health regulations.

تولخونه‌ها باید با مقررات بهداشتی سخت‌گیرانه مطابقت داشته باشند.

many hatcheries offer educational programs for visitors.

بسیاری از تولخونه‌ها برنامه‌های آموزشی برای بازدیدکنندگان ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید