hatted

[ایالات متحده]/'hætɪd/
[بریتانیا]/'hætɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کلاه به سر داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

top-hatted

کلاهبردار

hatted figure

شخصیت کلاه بر سر

hatted man

مرد کلاه بر سر

hatted woman

زن کلاه بر سر

hatted character

شخصیت کلاه بر سر

hatted child

کودک کلاه بر سر

hatted hero

قهرمان کلاه بر سر

hatted lady

بانوی کلاه بر سر

hatted gentleman

آقای کلاه بر سر

جملات نمونه

she wore a beautifully hatted dress to the party.

او یک لباس با کلاه زیبا به مهمانی پوشید.

the dog was hatted in a cute little cap.

سگ با یک کلاه کوچک و دوست داشتنی کلاه شده بود.

he hatted himself in a fedora for the event.

او برای این رویداد خود را با یک فدورا کلاه کرد.

they hatted the children in matching beanies for the outing.

آنها بچه‌ها را با کلاه‌های یکسان برای گردش کلاه کردند.

she hatted her cat with a tiny sun hat.

او گربه خود را با یک کلاه آفتابی کوچک کلاه کرد.

the hatted figures in the painting caught my eye.

تصاویر کلاه دار در نقاشی توجه من را جلب کرد.

he hatted himself for the chilly evening.

او خود را برای شب سرد کلاه کرد.

she loved to be hatted in vibrant colors.

او عاشق این بود که با رنگ‌های زنده کلاه شود.

the hatted crowd celebrated the festival together.

جمعیت کلاه دار جشن را با هم جشن گرفتند.

he hatted the snowman with a classic top hat.

او آدم برفی را با یک کلاه لبه‌دار کلاسیک کلاه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید