| جمع | hawiyes |
hawiye clan
خانواده هاویه
the hawiye
هاویه
hawiye people
مردم هاویه
hawiye elders
بزرگان هاویه
hawiye leaders
رهبران هاویه
hawiye sub-clan
زیرخانواده هاویه
hawiye territory
منطقه هاویه
hawiye community
جامعه هاویه
hawiye militias
گروههای مسلح هاویه
hawiye delegation
دیپلمات هاویه
the hawiye clan has a long history in somalia.
قبله ی هاویه در سومالی سابقه ای طولانی دارد.
many hawiye families live in mogadishu.
بیشتر خانواده های هاویه در موگادیشو زندگی می کنند.
the hawiye community organized a cultural festival.
جامعه ی هاویه یک جشن فرهنگی را برگزار کرد.
a hawiye elder presided over the ceremony.
یک فرد بزرگسال از قبله ی هاویه این مراسم را ریاست می دهد.
several hawiye leaders attended the peace talks.
چندین رهبر از قبله ی هاویه در مذاکرات صلح شرکت کردند.
the hawiye tradition is passed down through generations.
سنت هاویه از نسل به نسل منتقل می شود.
young hawiye people are studying abroad.
نوجوانان از قبله ی هاویه در خارج از کشور تحصیل می کنند.
the hawiye organization donated to charity.
سازمان هاویه به خیریه کمک مالی کرد.
hawiye musicians performed at the event.
موسیقی دانان هاویه در این رویداد بازی کردند.
a hawiye poet wrote about his ancestors.
یک شاعر از قبله ی هاویه درباره ی اجدادش نوشت.
the hawiye village welcomed visitors.
روستای هاویه مهمانان را خوش آمد گویی کرد.
hawiye women lead many community projects.
زنان هاویه بسیاری از پروژه های جامعه را رهبری می کنند.
hawiye clan
خانواده هاویه
the hawiye
هاویه
hawiye people
مردم هاویه
hawiye elders
بزرگان هاویه
hawiye leaders
رهبران هاویه
hawiye sub-clan
زیرخانواده هاویه
hawiye territory
منطقه هاویه
hawiye community
جامعه هاویه
hawiye militias
گروههای مسلح هاویه
hawiye delegation
دیپلمات هاویه
the hawiye clan has a long history in somalia.
قبله ی هاویه در سومالی سابقه ای طولانی دارد.
many hawiye families live in mogadishu.
بیشتر خانواده های هاویه در موگادیشو زندگی می کنند.
the hawiye community organized a cultural festival.
جامعه ی هاویه یک جشن فرهنگی را برگزار کرد.
a hawiye elder presided over the ceremony.
یک فرد بزرگسال از قبله ی هاویه این مراسم را ریاست می دهد.
several hawiye leaders attended the peace talks.
چندین رهبر از قبله ی هاویه در مذاکرات صلح شرکت کردند.
the hawiye tradition is passed down through generations.
سنت هاویه از نسل به نسل منتقل می شود.
young hawiye people are studying abroad.
نوجوانان از قبله ی هاویه در خارج از کشور تحصیل می کنند.
the hawiye organization donated to charity.
سازمان هاویه به خیریه کمک مالی کرد.
hawiye musicians performed at the event.
موسیقی دانان هاویه در این رویداد بازی کردند.
a hawiye poet wrote about his ancestors.
یک شاعر از قبله ی هاویه درباره ی اجدادش نوشت.
the hawiye village welcomed visitors.
روستای هاویه مهمانان را خوش آمد گویی کرد.
hawiye women lead many community projects.
زنان هاویه بسیاری از پروژه های جامعه را رهبری می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید