hayfork

[ایالات متحده]/ˈheɪfɔːk/
[بریتانیا]/ˈheɪfɔrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری با دسته بلند و دندانه‌های تیز که برای بلند کردن و پرتاب کردن کاه استفاده می‌شود؛ ماشینی برای انباشتن خودکار کاه
Word Forms
جمعhayforks

عبارات و ترکیب‌ها

hayfork handle

دسته چنگال علوفه

hayfork tine

دندان چنگال علوفه

hayfork pitch

زاویه چنگال علوفه

hayfork lift

بالا بردن چنگال علوفه

hayfork tool

ابزار چنگال علوفه

hayfork barn

انبار علوفه

hayfork use

استفاده از چنگال علوفه

hayfork design

طراحی چنگال علوفه

hayfork storage

نگهداری چنگال علوفه

hayfork maintenance

تعمیر و نگهداری چنگال علوفه

جملات نمونه

the farmer used a hayfork to gather the hay.

کشاورز از چنگک علوفه برای جمع آوری علوفه استفاده کرد.

she leaned the hayfork against the barn.

او چنگک علوفه را به تبرز تکیه داد.

he quickly grabbed the hayfork to help his friend.

او به سرعت چنگک علوفه را برای کمک به دوستش برداشت.

the hayfork was essential for moving the straw.

چنگک علوفه برای جابجایی کاه ضروری بود.

using a hayfork can make the job easier.

استفاده از چنگک علوفه می تواند کار را آسان تر کند.

the hayfork broke while lifting the heavy load.

چنگک علوفه در حین بلند کردن بار سنگین شکست.

he taught his son how to use a hayfork properly.

او به پسرش آموزش داد که چگونه به درستی از چنگک علوفه استفاده کند.

the hayfork was left in the field after the work.

چنگک علوفه بعد از کار در مزرعه رها شد.

after the storm, the hayfork was found buried in the mud.

بعد از طوفان، چنگک علوفه در گل فرو رفته پیدا شد.

she decorated the barn with a vintage hayfork.

او تبر را با یک چنگک علوفه قدیمی تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید